reenlistment

[ایالات متحده]/ˌriːɪnˈlɪstmənt/
[بریتانیا]/ˌriːɪnˈlɪstmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیوستن به نیروهای نظامی دوباره پس از خدمت قبلی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

reenlistment process

فرآیند بازخدمت

reenlistment bonus

پاداش بازخدمت

reenlistment eligibility

شرایط بازخدمت

reenlistment options

گزینه‌های بازخدمت

reenlistment rates

نرخ‌های بازخدمت

reenlistment period

دوره بازخدمت

reenlistment paperwork

مدارک بازخدمت

reenlistment training

آموزش بازخدمت

reenlistment decision

تصمیم بازخدمت

reenlistment contract

قرارداد بازخدمت

جملات نمونه

the soldier decided on reenlistment after careful consideration.

سرباز پس از بررسی دقیق تصمیم گرفت دوباره ثبت‌نام کند.

reenlistment bonuses can vary depending on the branch of service.

می‌تواند بسته به شاخه خدمت، پاداش‌های ثبت‌نام مجدد متفاوت باشند.

many veterans seek reenlistment due to a sense of duty.

بسیاری از جانبازان به دلیل احساس وظیفه به دنبال ثبت‌نام مجدد هستند.

the process of reenlistment can be quite straightforward.

فرآیند ثبت‌نام مجدد می‌تواند بسیار ساده باشد.

he received counseling before making his reenlistment decision.

او قبل از تصمیم‌گیری برای ثبت‌نام مجدد مشاوره دریافت کرد.

reenlistment rates have increased in recent years.

نرخ ثبت‌نام مجدد در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

she was excited about the possibilities of her reenlistment.

او در مورد امکانات ثبت‌نام مجدد خود هیجان‌زده بود.

reenlistment requires passing a physical examination.

ثبت‌نام مجدد نیاز به گذراندن معاینه فیزیکی دارد.

he filled out the reenlistment paperwork with great care.

او با دقت زیاد مدارک ثبت‌نام مجدد را تکمیل کرد.

reenlistment can offer new opportunities for career advancement.

ثبت‌نام مجدد می‌تواند فرصت‌های جدیدی برای پیشرفت شغلی ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید