re-enlist now
امروز دوباره درخواست پیوستن کنید
re-enlistment bonus
پاداش دوباره پیوستن
consider re-enlisting
دوباره پیوستن را در نظر بگیرید
re-enlisted veterans
جنگزدههای دوباره پیوسته شده
after re-enlistment
پس از دوباره پیوستن
re-enlistment period
دوره دوباره پیوستن
decide to re-enlist
تصمیم به دوباره پیوستن بگیرید
re-enlistment options
گزینههای دوباره پیوستن
plans to re-enlist
برنامههای دوباره پیوستن
re-enlistment drive
تحریک دوباره پیوستن
he decided to re-enlist in the army after a brief break.
او تصمیم گرفت پس از یک استعلاج کوتاه دوباره در ارتش پیوسته باشد.
many veterans choose to re-enlist due to a sense of duty.
بسیاری از جنگزدهها به دلیل احساس وظیفه، تصمیم میگیرند دوباره در ارتش پیوسته باشند.
the army offers incentives to encourage soldiers to re-enlist.
ارتش تشویقاتی را ارائه میدهد تا جنگزدهها را ترغیب به دوباره در ارتش پیوستن کند.
she considered re-enlisting but ultimately chose a civilian career.
او در نظر گرفت دوباره در ارتش پیوسته باشد، اما در نهایت یک شغل غیرنظامی انتخاب کرد.
after years of service, he was eligible to re-enlist.
پس از چندین سال خدمت، او صلاحیت داشت دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the sergeant encouraged his team to re-enlist for another tour.
سرجن تیم خود را تشویق کرد تا برای یک دوره دیگر دوباره در ارتش پیوسته باشند.
the option to re-enlist was presented during their exit interviews.
گزینه دوباره در ارتش پیوستن در حین مصاحبههای خروجی آنها ارائه شد.
he wanted to re-enlist in a different branch of the military.
او میخواست در یک شاخه دیگری از نیروی مسلح دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the benefits package influenced their decision to re-enlist.
بسته مزایای تأثیرگذار بر تصمیم آنها برای دوباره در ارتش پیوستن بود.
she planned to re-enlist after completing her education.
او برنامهریزی کرد پس از اتمام تحصیلهای خود دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the unit saw a high rate of soldiers choosing to re-enlist.
این واحد شاهد نرخ بالایی از جنگزدههایی بود که تصمیم گرفتند دوباره در ارتش پیوسته باشند.
re-enlist now
امروز دوباره درخواست پیوستن کنید
re-enlistment bonus
پاداش دوباره پیوستن
consider re-enlisting
دوباره پیوستن را در نظر بگیرید
re-enlisted veterans
جنگزدههای دوباره پیوسته شده
after re-enlistment
پس از دوباره پیوستن
re-enlistment period
دوره دوباره پیوستن
decide to re-enlist
تصمیم به دوباره پیوستن بگیرید
re-enlistment options
گزینههای دوباره پیوستن
plans to re-enlist
برنامههای دوباره پیوستن
re-enlistment drive
تحریک دوباره پیوستن
he decided to re-enlist in the army after a brief break.
او تصمیم گرفت پس از یک استعلاج کوتاه دوباره در ارتش پیوسته باشد.
many veterans choose to re-enlist due to a sense of duty.
بسیاری از جنگزدهها به دلیل احساس وظیفه، تصمیم میگیرند دوباره در ارتش پیوسته باشند.
the army offers incentives to encourage soldiers to re-enlist.
ارتش تشویقاتی را ارائه میدهد تا جنگزدهها را ترغیب به دوباره در ارتش پیوستن کند.
she considered re-enlisting but ultimately chose a civilian career.
او در نظر گرفت دوباره در ارتش پیوسته باشد، اما در نهایت یک شغل غیرنظامی انتخاب کرد.
after years of service, he was eligible to re-enlist.
پس از چندین سال خدمت، او صلاحیت داشت دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the sergeant encouraged his team to re-enlist for another tour.
سرجن تیم خود را تشویق کرد تا برای یک دوره دیگر دوباره در ارتش پیوسته باشند.
the option to re-enlist was presented during their exit interviews.
گزینه دوباره در ارتش پیوستن در حین مصاحبههای خروجی آنها ارائه شد.
he wanted to re-enlist in a different branch of the military.
او میخواست در یک شاخه دیگری از نیروی مسلح دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the benefits package influenced their decision to re-enlist.
بسته مزایای تأثیرگذار بر تصمیم آنها برای دوباره در ارتش پیوستن بود.
she planned to re-enlist after completing her education.
او برنامهریزی کرد پس از اتمام تحصیلهای خود دوباره در ارتش پیوسته باشد.
the unit saw a high rate of soldiers choosing to re-enlist.
این واحد شاهد نرخ بالایی از جنگزدههایی بود که تصمیم گرفتند دوباره در ارتش پیوسته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید