reexplore

[ایالات متحده]/ˌriːɪkˈsplɔː/
[بریتانیا]/ˌriːɪkˈsplɔːr/

ترجمه

v. دوباره کاوش کردن; دوباره تحقیق یا بررسی کردن; دوباره چک کردن یا ارزیابی کردن; دوباره تشخیص دادن

عبارات و ترکیب‌ها

reexplore options

بازکاوی گزینه‌ها

reexplore ideas

بازکاوی ایده‌ها

reexplore possibilities

بازکاوی امکانات

reexplore paths

بازکاوی مسیرها

reexplore concepts

بازکاوی مفاهیم

reexplore solutions

بازکاوی راه حل‌ها

reexplore strategies

بازکاوی استراتژی‌ها

reexplore perspectives

بازکاوی دیدگاه‌ها

reexplore regions

بازکاوی مناطق

reexplore themes

بازکاوی مضامین

جملات نمونه

we need to reexplore our options for the project.

ما نیاز داریم دوباره گزینه‌های پروژه را بررسی کنیم.

after the meeting, we decided to reexplore the topic of sustainability.

پس از جلسه، تصمیم گرفتیم دوباره موضوع پایداری را بررسی کنیم.

it's important to reexplore your goals every few years.

هر چند سال یکبار، بررسی مجدد اهداف شما مهم است.

she wanted to reexplore the city she grew up in.

او می‌خواست شهر کودکی خود را دوباره کشف کند.

let's reexplore the data to find any overlooked details.

بیایید داده‌ها را دوباره بررسی کنیم تا جزئیات نادیده گرفته شده را پیدا کنیم.

they plan to reexplore the historical significance of the site.

آنها قصد دارند اهمیت تاریخی سایت را دوباره بررسی کنند.

we should reexplore our relationship to strengthen it.

ما باید رابطه خود را دوباره بررسی کنیم تا آن را تقویت کنیم.

it’s time to reexplore the boundaries of our creativity.

وقت آن رسیده است که مرزهای خلاقیت خود را دوباره بررسی کنیم.

he decided to reexplore his passion for painting.

او تصمیم گرفت علاقه خود به نقاشی را دوباره بررسی کند.

we need to reexplore the reasons behind our recent decline in sales.

ما نیاز داریم دلایل کاهش اخیر فروش خود را دوباره بررسی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید