rediscover

[ایالات متحده]/riːdɪ'skʌvə/
[بریتانیا]/ˌridɪ'skʌvɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره پیدا کردن (کشف کردن)

جملات نمونه

It's never too late to rediscover your passion for painting.

هرگز برای دوباره کشف اشتیاق خود به نقاشی خیلی دیر نیست.

Traveling allows you to rediscover yourself in new surroundings.

سفر به شما این امکان را می‌دهد تا خودتان را در محیط‌های جدید دوباره کشف کنید.

Reading a good book can help you rediscover the joy of storytelling.

خواندن یک کتاب خوب می‌تواند به شما کمک کند تا لذت داستان‌سرایی را دوباره کشف کنید.

Taking a break from work can help you rediscover your creativity.

استراحت از کار می‌تواند به شما کمک کند تا خلاقیت خود را دوباره کشف کنید.

Exploring nature can help you rediscover the beauty of the world.

کاوش در طبیعت می‌تواند به شما کمک کند تا زیبایی جهان را دوباره کشف کنید.

Learning a new language can help you rediscover the joy of communication.

یادگیری یک زبان جدید می‌تواند به شما کمک کند تا لذت برقراری ارتباط را دوباره کشف کنید.

Listening to music can help you rediscover your emotions.

گوش دادن به موسیقی می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را دوباره کشف کنید.

Cooking a new recipe can help you rediscover your love for food.

پختن یک دستور غذای جدید می‌تواند به شما کمک کند تا عشق خود به غذا را دوباره کشف کنید.

Watching a classic movie can help you rediscover the magic of storytelling.

تماشای یک فیلم کلاسیک می‌تواند به شما کمک کند تا جادوی داستان‌سرایی را دوباره کشف کنید.

Connecting with old friends can help you rediscover the value of friendship.

ارتباط با دوستان قدیمی می‌تواند به شما کمک کند تا ارزش دوستی را دوباره کشف کنید.

نمونه‌های واقعی

In the 21st century, this medicine is being rediscovered and marketed.

در قرن بیست و یکم، این دارو در حال کشف مجدد و بازاریابی است.

منبع: 6 Minute English

The ship wrecks were rediscovered by a diver.

غواص لاشه کشتی‌ها را دوباره کشف کرد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Tonight, they unveil the rediscovered masterpiece.

امشب، آنها اثر هنری دوباره کشف شده را رونمایی می‌کنند.

منبع: Sherlock Original Soundtrack (Season 1)

He rediscovered what it is like to enjoy school.

او دوباره کشف کرد که از مدرسه لذت بردن به چه معناست.

منبع: VOA Special August 2022 Collection

It is time to stop and rediscover the “good life”.

وقت آن است که دست بکشید و زندگی خوب را دوباره کشف کنید.

منبع: The Economist - Arts

300 years later, the book was rediscovered and translated into Latin.

پس از گذشت 300 سال، کتاب دوباره کشف شد و به زبان لاتین ترجمه شد.

منبع: BBC Ideas Selection (Bilingual)

And I began the journey of rediscovering the value of sleep.

و من سفر کشف دوباره ارزش خواب را آغاز کردم.

منبع: The channel of the Peer Charity Fund: Issue 2

Skupin eventually put the slides away and didn't rediscover them until 2020 when she was cleaning out a cupboard.

اسکوپین در نهایت اسلایدها را کنار گذاشت و تا سال 2020 که در حال تمیز کردن یک کابینت بود، آنها را دوباره کشف نکرد.

منبع: CNN 10 Student English February 2021 Compilation

It sounds like your family's ready to rediscover its Scottish roots.

به نظر می‌رسد خانواده شما آماده است تا ریشه‌های اسکاتلندی خود را دوباره کشف کند.

منبع: Friends Season 7

The priority may then be to rediscover our latent reserves of selfishness.

اولویت ممکن است سپس کشف مجدد ذخایر نهفته خودخواهی ما باشد.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading February 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید