refitted

[ایالات متحده]/rɪˈfɪtɪd/
[بریتانیا]/rɪˈfɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره نوسازی یا تجهیز کردن (به ویژه یک کشتی)

عبارات و ترکیب‌ها

refitted ship

کشتی بازسازی‌شده

refitted vehicle

وسیله نقلیه بازسازی‌شده

refitted aircraft

هواپیمای بازسازی‌شده

refitted yacht

قایق تفریحی بازسازی‌شده

refitted equipment

تجهیزات بازسازی‌شده

refitted furniture

مبلمان بازسازی‌شده

refitted engine

موتور بازسازی‌شده

refitted design

طراحی بازسازی‌شده

refitted system

سیستم بازسازی‌شده

refitted model

مدل بازسازی‌شده

جملات نمونه

the ship was refitted for better performance.

کشتی برای بهبود عملکرد بازسازی شد.

they refitted the old factory to meet new standards.

آنها کارخانه قدیمی را برای برآوردن استانداردهای جدید بازسازی کردند.

the car was refitted with a new engine.

خودرو با یک موتور جدید بازسازی شد.

after being refitted, the aircraft can carry more passengers.

پس از بازسازی، هواپیما می تواند مسافران بیشتری را حمل کند.

he refitted his bike with better tires.

او دوچرخه خود را با لاستیک های بهتر بازسازی کرد.

the building was refitted to accommodate more offices.

ساختمان برای اسکان دفاتر بیشتر بازسازی شد.

they plan to have the yacht refitted next summer.

آنها قصد دارند در تابستان آینده قایق تفریحی را بازسازی کنند.

the team refitted their equipment for the upcoming season.

تیم تجهیزات خود را برای فصل آینده بازسازی کرد.

the restaurant was refitted with a modern kitchen.

رستوران با یک آشپزخانه مدرن بازسازی شد.

she had her old laptop refitted with more memory.

او لپ تاپ قدیمی خود را با حافظه بیشتر بازسازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید