refluxing

[ایالات متحده]/ˈriːflʌksɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːflʌksɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند بازگشت یک مایع به حالت یا ظرف قبلی

عبارات و ترکیب‌ها

refluxing process

فرآیند بازجوش

refluxing reaction

واکنش بازجوش

refluxing conditions

شرایط بازجوش

refluxing mixture

مخلوط بازجوش

refluxing apparatus

وسایل بازجوش

refluxing time

زمان بازجوش

refluxing temperature

دمای بازجوش

refluxing solvent

حلال بازجوش

refluxing system

سیستم بازجوش

refluxing stage

مرحله بازجوش

جملات نمونه

the doctor recommended refluxing the stomach contents for better digestion.

پزشک توصیه کرد محتویات معده را برای بهبود گوارش بازگرداند.

refluxing can cause discomfort and should be treated promptly.

بازگشت می‌تواند باعث ناراحتی شود و باید به سرعت درمان شود.

many people experience refluxing after eating spicy foods.

بسیاری از افراد بعد از خوردن غذاهای تند دچار بازگشت می‌شوند.

refluxing can lead to serious health issues if not addressed.

اگر به آن رسیدگی نشود، بازگشت می‌تواند منجر به مشکلات جدی سلامتی شود.

she adjusted her diet to reduce refluxing symptoms.

او رژیم غذایی خود را برای کاهش علائم بازگشت تنظیم کرد.

refluxing often occurs during pregnancy due to hormonal changes.

بازگشت اغلب در دوران بارداری به دلیل تغییرات هورمونی رخ می‌دهد.

the medication helped in minimizing the refluxing episodes.

دارو به کاهش اپیزودهای بازگشت کمک کرد.

refluxing can be managed with lifestyle changes and medication.

می‌توان با تغییرات سبک زندگی و دارو، بازگشت را کنترل کرد.

he learned about refluxing and its effects on health.

او در مورد بازگشت و اثرات آن بر سلامتی اطلاعاتی کسب کرد.

she found relief from refluxing by using over-the-counter antacids.

او با استفاده از آنتی‌اسیدهای بدون نسخه، از بازگشت رهایی یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید