refortify defenses
تقویت مجدد دفاعها
refortify position
تقویت مجدد موقعیت
refortify resources
تقویت مجدد منابع
refortify strategy
تقویت مجدد استراتژی
refortify team
تقویت مجدد تیم
refortify morale
تقویت مجدد روحیه
refortify alliances
تقویت مجدد اتحادها
refortify plans
تقویت مجدد برنامهها
refortify infrastructure
تقویت مجدد زیرساختها
refortify foundations
تقویت مجدد بنیانها
we need to refortify the walls before winter.
ما باید قبل از زمستان دیوارها را دوباره مستحکم کنیم.
the team decided to refortify their strategy for the upcoming match.
تیم تصمیم گرفت استراتژی خود را برای مسابقه آینده دوباره تقویت کند.
after the storm, they had to refortify their shelter.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند پناهگاه خود را دوباره مستحکم کنند.
he plans to refortify his position within the company.
او قصد دارد جایگاه خود را در شرکت دوباره تقویت کند.
to withstand future attacks, they must refortify their defenses.
برای مقاومت در برابر حملات آینده، آنها باید دفاع خود را دوباره تقویت کنند.
the government aims to refortify the economy after the crisis.
دولت قصد دارد اقتصاد را پس از بحران دوباره تقویت کند.
she decided to refortify her relationships with old friends.
او تصمیم گرفت روابط خود را با دوستان قدیمی دوباره تقویت کند.
they must refortify their commitment to the project.
آنها باید تعهد خود را به پروژه دوباره تقویت کنند.
it's essential to refortify your immune system during flu season.
در طول فصل آنفولانزا تقویت سیستم ایمنی بدن ضروری است.
we should refortify our plans to ensure success.
ما باید برنامه های خود را برای اطمینان از موفقیت دوباره تقویت کنیم.
refortify defenses
تقویت مجدد دفاعها
refortify position
تقویت مجدد موقعیت
refortify resources
تقویت مجدد منابع
refortify strategy
تقویت مجدد استراتژی
refortify team
تقویت مجدد تیم
refortify morale
تقویت مجدد روحیه
refortify alliances
تقویت مجدد اتحادها
refortify plans
تقویت مجدد برنامهها
refortify infrastructure
تقویت مجدد زیرساختها
refortify foundations
تقویت مجدد بنیانها
we need to refortify the walls before winter.
ما باید قبل از زمستان دیوارها را دوباره مستحکم کنیم.
the team decided to refortify their strategy for the upcoming match.
تیم تصمیم گرفت استراتژی خود را برای مسابقه آینده دوباره تقویت کند.
after the storm, they had to refortify their shelter.
بعد از طوفان، آنها مجبور شدند پناهگاه خود را دوباره مستحکم کنند.
he plans to refortify his position within the company.
او قصد دارد جایگاه خود را در شرکت دوباره تقویت کند.
to withstand future attacks, they must refortify their defenses.
برای مقاومت در برابر حملات آینده، آنها باید دفاع خود را دوباره تقویت کنند.
the government aims to refortify the economy after the crisis.
دولت قصد دارد اقتصاد را پس از بحران دوباره تقویت کند.
she decided to refortify her relationships with old friends.
او تصمیم گرفت روابط خود را با دوستان قدیمی دوباره تقویت کند.
they must refortify their commitment to the project.
آنها باید تعهد خود را به پروژه دوباره تقویت کنند.
it's essential to refortify your immune system during flu season.
در طول فصل آنفولانزا تقویت سیستم ایمنی بدن ضروری است.
we should refortify our plans to ensure success.
ما باید برنامه های خود را برای اطمینان از موفقیت دوباره تقویت کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید