refrainer

[ایالات متحده]/[rɪˈfreɪnə(r)]/
[بریتانیا]/[rɪˈfreɪnər]/

ترجمه

n. شخصی که از انجام چیزی پرهیز می‌کند؛ کسی که از انجام رفتار خاصی یا لذت‌برداری از آن پرهیز می‌کند.
v. از انجام چیزی پرهیز کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

a refrainer

کسی که باز می‌ماند

refrainer's choice

انتخاب کسی که باز می‌ماند

be a refrainer

کسی که باز می‌ماند باش

refrainer's life

زندگی کسی که باز می‌ماند

refrainer succeeds

کسی که باز می‌ماند موفق می‌شود

جملات نمونه

he chose to be a refrainer from alcohol after realizing its negative impact on his health.

او پس از درک تأثیر منفی الکل بر سلامتی خود، تصمیم گرفت از الکل پرهیز کند.

as a refrainer of gossip, she always encouraged positive conversations among her colleagues.

به عنوان یک پرهیزگر از گوشه گویی، او همیشه گفتگوهای مثبت را بین همکارانش تشویق می‌کرد.

the refrainer from smoking felt a sense of accomplishment after a year of quitting.

پرهیزگر از سیگار کشیدن پس از یک سال قطع سیگار، احساس دستاوردی کرد.

she is a dedicated refrainer of processed foods, preferring fresh, organic options.

او یک پرهیزگر وفادار از غذاهای پردازش شده است و به جای آن‌ها، گزینه‌های تازه و ارگانیک را ترجیح می‌دهد.

being a refrainer of negativity helped him maintain a positive outlook on life.

بودن یک پرهیزگر از منفی بودن به او کمک کرد تا نگرش مثبتی نسبت به زندگی حفظ کند.

the company encouraged employees to be refrainer from using their phones during meetings.

شرکت کارکنان را تشویق کرد تا در حین جلسات از استفاده از تلفن‌های خود پرهیز کنند.

he is a committed refrainer from complaining, focusing instead on finding solutions.

او یک پرهیزگر وفادار از شکایت است و به جای آن، روی یافتن راه‌حل‌ها متمرکز است.

she is a strong refrainer of impulsive spending, carefully budgeting her finances.

او یک پرهیزگر قوی از خرج کردن احساسی است و مالیات خود را با دقت برنامه‌ریزی می‌کند.

the refrainer from late-night snacking lost weight and felt more energetic.

پرهیزگر از خوردن غذا در شب، وزن خود را کاهش داد و احساس انرژی بیشتری کرد.

he acted as a refrainer of conflict, mediating disputes between his team members.

او به عنوان یک پرهیزگر از تعارض عمل کرد و بین اعضای تیم خود اختلافات را میانجی گرفت.

she is a self-proclaimed refrainer of social media, valuing real-life interactions.

او خود را یک پرهیزگر از رسانه‌های اجتماعی می‌نامد و ارزش گفتگوهای واقعی را می‌بیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید