refreshingly cool
بهطرز دلپذیر خنک
refreshingly honest
به طرز شگفتآوری صادقانه
refreshingly different
به طرز شگفتآوری متفاوت
refreshingly new
به طرز شگفتآوری جدید
his language was refreshingly unacademic.
زبان او به طرز دلپذیری غیرآکادمیک بود.
a refreshingly different approach to language learning
یک رویکرد متفاوت و دلپذیر برای یادگیری زبان.
The weather was refreshingly cool after the rain.
هوا پس از باران به طرز دلپذیری خنک بود.
She had a refreshingly honest approach to the problem.
او رویکردی صادقانه و دلپذیر به مشکل داشت.
The new restaurant offers a refreshingly unique menu.
رستوران جدید منوی منحصر به فرد و دلپذیری ارائه می دهد.
His speech was refreshingly straightforward and to the point.
سخنرانی او به طرز دلپذیری مستقیم و به اصل مطلب بود.
The movie was refreshingly different from the usual Hollywood blockbusters.
فیلم به طرز دلپذیری با بلاک باسترهای هالیوود معمول تفاوت داشت.
The novel's protagonist had a refreshingly optimistic outlook on life.
شخصیت اصلی رمان دیدگاهی خوش بینانه و دلپذیر نسبت به زندگی داشت.
The music had a refreshingly modern sound.
موسیقی دارای صدایی مدرن و دلپذیر بود.
Her artwork was refreshingly vibrant and full of color.
هنر او به طرز دلپذیری پر جنب و جوش و پر از رنگ بود.
The team's new coach brought a refreshingly innovative approach to training.
مربی جدید تیم رویکردی نوآورانه و دلپذیر به آموزش آورد.
The book offered a refreshingly honest portrayal of the protagonist's struggles.
کتاب تصویری صادقانه و دلپذیر از مبارزات شخصیت اصلی ارائه می داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید