refuelings

[ایالات متحده]/riːˈfjuːəlɪŋz/
[بریتانیا]/riːˈfjuːəlɪŋz/

ترجمه

n. تکثیر سوخت‌گیری؛ مواردِ اقدام به سوخت‌گیری

عبارات و ترکیب‌ها

aerial refueling

تزریق سوخت هوایی

refueling stop

ایستگاه سوخت‌گیری

mid-air refueling

تزریق سوخت در هوا

refueling station

ایستگاه سوخت‌گیری

quick refueling

سوخت‌گیری سریع

after refueling

پس از سوخت‌گیری

before refueling

قبل از سوخت‌گیری

refueling completed

سوخت‌گیری تکمیل شد

emergency refueling

سوخت‌گیری اضطراری

scheduled refueling

سوخت‌گیری برنامه‌ریزی‌شده

جملات نمونه

the car requires frequent refuelings during long road trips across the desert.

خودرو در سفرهای طولانی در سراسر صحرا به سوخت‌گیری مکرر نیاز دارد.

airlines schedule strategic refuelings at international hubs to maintain flight schedules.

شرکت‌های هواپیمایی برای حفظ برنامه‌های پروازی، سوخت‌گیری‌های استراتژیک را در مراکز بین‌المللی برنامه‌ریزی می‌کنند.

military operations often depend on mid-air refuelings for extended missions.

عملیات‌های نظامی اغلب به سوخت‌گیری هوایی برای ماموریت‌های طولانی مدت متکی هستند.

racing teams plan precise refuelings to minimize time lost during pit stops.

تیم‌های مسابقه‌ای برنامه‌ریزی می‌کنند تا زمان تلف شده در طول توقف‌ها را به حداقل برسانند.

remote gas stations benefit from increased refuelings during holiday travel seasons.

ایستگاه‌های سوخت‌گیری دورافتاده از افزایش سوخت‌گیری در فصول سفر تعطیلات سود می‌برند.

ships at sea conduct refuelings using specialized tanker vessels.

کشتی‌های دریایی از طریق کشتی‌های تانکر تخصصی سوخت‌گیری انجام می‌دهند.

emergency refuelings were necessary when the storm delayed our journey.

سوخت‌گیری‌های اضطراری زمانی که طوفان سفر ما را به تأخیر انداخت ضروری بود.

the airline's policy limits the number of refuelings per route to reduce costs.

سیاست شرکت هواپیمایی تعداد سوخت‌گیری‌ها در هر مسیر را برای کاهش هزینه‌ها محدود می‌کند.

commercial trucks need regular refuelings to maintain delivery schedules.

کامیون‌های تجاری برای حفظ برنامه‌های تحویل به سوخت‌گیری منظم نیاز دارند.

helicopter refuelings on offshore platforms enable extended rescue operations.

سوخت‌گیری بالگردها در سکوهای فراساحلی امکان انجام عملیات امداد و نجات طولانی‌تر را فراهم می‌کند.

the aircraft carrier provides critical refuelings for naval aviation fleets.

ناو هواپیمابر سوخت‌گیری‌های حیاتی را برای ناوگان‌های هوانوردی نیروی دریایی فراهم می‌کند.

quick refuelings at highway rest stops keep travelers moving efficiently.

سوخت‌گیری سریع در مکان‌های استراحت بزرگراه به حرکت مسافران به طور مؤثر کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید