refuelled vehicle
خودروی سوار شده
refuelled aircraft
هواپیمای سوار شده
refuelled station
ایستگاه سوار شده
refuelled rocket
موشک سوار شده
refuelled ship
کشتی سوار شده
refuelled engine
موتور سوار شده
refuelled tank
تانک سوار شده
refuelled fleet
ناوگان سوار شده
refuelled bus
اتوبوس سوار شده
refuelled car
خودروی سوار شده
the car was refuelled before the long journey.
خودرو قبل از سفر طولانی سوختگیری شد.
they refuelled the plane quickly to avoid delays.
آنها هواپیما را به سرعت سوختگیری کردند تا از تاخیر جلوگیری کنند.
after the race, the team refuelled their vehicles.
پس از مسابقه، تیم خودروهای خود را سوختگیری کرد.
he refuelled his energy with a quick snack.
او با یک میانوعده سریع انرژی خود را دوباره تامین کرد.
the station is where we refuelled our truck.
ایستگاه جایی بود که کامیون خود را سوختگیری کردیم.
she refuelled her passion for painting by taking a class.
او با شرکت در یک کلاس، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره زنده کرد.
we refuelled the generator to keep the power running.
ما ژنراتور را سوختگیری کردیم تا برق روشن بماند.
before heading out, make sure to get refuelled.
قبل از خروج، مطمئن شوید که سوختگیری کنید.
the coach encouraged the players to refuel during breaks.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا در زمان استراحت سوختگیری کنند.
they refuelled with coffee after a long meeting.
آنها پس از یک جلسه طولانی با قهوه سوختگیری کردند.
refuelled vehicle
خودروی سوار شده
refuelled aircraft
هواپیمای سوار شده
refuelled station
ایستگاه سوار شده
refuelled rocket
موشک سوار شده
refuelled ship
کشتی سوار شده
refuelled engine
موتور سوار شده
refuelled tank
تانک سوار شده
refuelled fleet
ناوگان سوار شده
refuelled bus
اتوبوس سوار شده
refuelled car
خودروی سوار شده
the car was refuelled before the long journey.
خودرو قبل از سفر طولانی سوختگیری شد.
they refuelled the plane quickly to avoid delays.
آنها هواپیما را به سرعت سوختگیری کردند تا از تاخیر جلوگیری کنند.
after the race, the team refuelled their vehicles.
پس از مسابقه، تیم خودروهای خود را سوختگیری کرد.
he refuelled his energy with a quick snack.
او با یک میانوعده سریع انرژی خود را دوباره تامین کرد.
the station is where we refuelled our truck.
ایستگاه جایی بود که کامیون خود را سوختگیری کردیم.
she refuelled her passion for painting by taking a class.
او با شرکت در یک کلاس، اشتیاق خود را به نقاشی دوباره زنده کرد.
we refuelled the generator to keep the power running.
ما ژنراتور را سوختگیری کردیم تا برق روشن بماند.
before heading out, make sure to get refuelled.
قبل از خروج، مطمئن شوید که سوختگیری کنید.
the coach encouraged the players to refuel during breaks.
مربی بازیکنان را تشویق کرد تا در زمان استراحت سوختگیری کنند.
they refuelled with coffee after a long meeting.
آنها پس از یک جلسه طولانی با قهوه سوختگیری کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید