refilled cup
لیوان دوباره پر شده
refilled tank
گودال دوباره پر شده
refilled bottle
بطری دوباره پر شده
refilled prescription
دستور تجویز دوباره پر شده
refilled order
سفارش دوباره پر شده
refilled ink
جوهر دوباره پر شده
refilled gas
گاز دوباره پر شده
refilled supply
تامین دوباره پر شده
refilled drink
نوشیدنی دوباره پر شده
refilled container
ظرف دوباره پر شده
the water bottle was refilled before the hike.
بطری آب قبل از پیادهروی دوباره پر شد.
she made sure her coffee cup was refilled.
او مطمئن شد که فنجان قهوه اش دوباره پر شود.
the ink cartridge needs to be refilled regularly.
کارتریج جوهر به طور منظم نیاز به پر کردن دارد.
he asked the waiter to have his drink refilled.
او از گارسون خواست نوشیدنیاش را دوباره پر کند.
the printer will stop working if the paper is not refilled.
اگر کاغذ دوباره پر نشود، چاپگر از کار میافتد.
after the game, the players refilled their water bottles.
بعد از بازی، بازیکنان بطریهای آب خود را دوباره پر کردند.
the gas tank was refilled before the road trip.
قبل از سفر جادهای، مخزن بنزین دوباره پر شد.
she always keeps her prescription medication refilled.
او همیشه داروهای تجویزی خود را دوباره پر میکند.
the fountain was refilled with fresh water.
حوضچه با آب تازه دوباره پر شد.
make sure to get your drink refilled during the party.
مطمئن شوید که در طول مهمانی نوشیدنی خود را دوباره پر کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید