refute

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːt/
[بریتانیا]/rɪˈfjuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: اثبات نادرست یا نادرست بودن یک بیانیه یا نظریه از طریق استدلال یا شواهد.

جملات نمونه

Scientists attempted to refute the theory with new evidence.

دانشمندان تلاش کردند تا با ارائه شواهد جدید این نظریه را رد کنند.

It is important to provide evidence to refute false accusations.

ارائه شواهد برای رد اتهامات نادرست مهم است.

The lawyer refuted the witness's testimony during the trial.

وکیل شهادت شاهد را در طول دادگاه رد کرد.

He refuted the claim that he was involved in the scandal.

او ادعای دخالت او در رسوایی را رد کرد.

The expert refuted the popular belief with solid data.

متخصص با داده‌های قوی باورهای رایج را رد کرد.

The author refuted critics who questioned the accuracy of her research.

نویسنده منتقدانی را که صحت تحقیقات او را زیر سوال بردند، رد کرد.

She refuted the idea that success is solely based on luck.

او ایده اینکه موفقیت صرفاً بر اساس شانس استوار است را رد کرد.

The company issued a statement to refute the rumors circulating online.

شرکت بیانیه‌ای صادر کرد تا شایعاتی که به صورت آنلاین در حال گردش بودند را رد کند.

The professor refuted student arguments that lacked evidence.

استاد استدلال‌های دانشجویانی را که فاقد شواهد بودند، رد کرد.

The documentary was produced to refute misconceptions about the environment.

این مستند برای رد تصورات غلط در مورد محیط زیست تولید شد.

نمونه‌های واقعی

Now, this is something obviously the Saudi government refutes.

اکنون، این چیزی است که دولت عربستان آن را انکار می‌کند.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

Actually, Nozick initially proposed this thought experiment to refute hedonism.

در واقع، نویک در ابتدا این آزمایش فکری را برای رد لذت‌گرایی پیشنهاد کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

731. I acutely and resolutely refuted the brutal persecution of mute commuter.

731. من به شدت و قاطعانه آزار و اذیت وحشیانه مسافر کر و لال را رد کردم.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Huawei has refuted all allegations of this nature.

هواوی تمامی این ادعاها را رد کرده است.

منبع: CRI Online March 2020 Collection

The firm refutes the reports, claiming that the Financial Times has acted unethically.

شرکت این گزارش‌ها را رد می‌کند و ادعا می‌کند که نشریه فایننشال تایمز غیر اخلاقی عمل کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Both refute and dispute mean to argue against.

هم کلمه رد کردن و هم کلمه اختلاف به معنای بحث کردن در برابر چیزی است.

منبع: TOEFL Writing Preparation Guide

Moore, campaigning Monday night, once again refuted allegations of sexual misconduct.

مور، که در شب دوشنبه در حال تبلیغات بود، بار دیگر اتهامات سوء رفتار جنسی را رد کرد.

منبع: AP Listening December 2017 Collection

Russia has refuted accusations it interfered in Britain's 2019 general election.

روسیه اتهام دخالت در انتخابات سراسری 2019 بریتانیای کبیر را رد کرده است.

منبع: CRI Online August 2020 Collection

Now, these are facts. You can't refute facts. The kid is guilty.

اکنون، اینها واقعیت هستند. نمی‌توانید واقعیت‌ها را رد کنید. آن بچه گناهکار است.

منبع: Go blank axis version

" What's that, then? " I retorted, showing a decided purple witness to refute her.

" چه می شود، آن چیست؟ " من پاسخ دادم و یک شاهد بنفش قاطع را برای رد کردن او نشان دادم.

منبع: Wuthering Heights (abridged version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید