registering

[ایالات متحده]/ˈrɛdʒɪstərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛdʒɪstərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ثبت شده; تنظیم شده در نوع
v. عمل ثبت یا ثبت نام؛ فعل حال از register

عبارات و ترکیب‌ها

registering voters

ثبت‌نام رای‌دهندگان

registering complaints

ثبت شکایات

registering accounts

ثبت حساب‌ها

registering trademarks

ثبت علائم تجاری

registering events

ثبت رویدادها

registering participants

ثبت شرکت‌کنندگان

registering devices

ثبت دستگاه‌ها

registering changes

ثبت تغییرات

registering licenses

ثبت مجوزها

registering details

ثبت جزئیات

جملات نمونه

registering for the conference is essential.

ثبت نام در کنفرانس ضروری است.

she is registering her new business online.

او کسب و کار جدید خود را به صورت آنلاین ثبت می کند.

he has trouble registering for classes.

او در ثبت نام برای کلاس ها مشکل دارد.

they are registering voters for the upcoming election.

آنها رای دهندگان را برای انتخابات آینده ثبت نام می کنند.

registering for updates is a good idea.

ثبت نام برای دریافت بروزرسانی ها ایده خوبی است.

we are registering participants for the workshop.

ما شرکت کنندگان را برای کارگاه ثبت نام می کنیم.

registering online saves time and effort.

ثبت نام آنلاین باعث صرفه جویی در زمان و تلاش می شود.

she is responsible for registering all new employees.

او مسئول ثبت نام همه کارمندان جدید است.

he forgot to complete the registering process.

او فراموش کرد که فرآیند ثبت نام را تکمیل کند.

registering for the event is quick and easy.

ثبت نام برای رویداد سریع و آسان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید