regrowing

[ایالات متحده]/rɪˈɡrəʊɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈɡroʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره رشد کردن; به رشد ادامه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

regrowing plants

بازسازی گیاهان

regrowing hair

بازسازی مو

regrowing tissue

بازسازی بافت

regrowing cells

بازسازی سلول‌ها

regrowing roots

بازسازی ریشه‌ها

regrowing limbs

بازسازی اندام‌ها

regrowing crops

بازسازی محصولات کشاورزی

regrowing muscles

بازسازی عضلات

regrowing skin

بازسازی پوست

regrowing ecosystems

بازسازی اکوسیستم‌ها

جملات نمونه

regrowing plants can be a rewarding hobby.

کاشت مجدد گیاهان می‌تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

she is regrowing her garden after the harsh winter.

او پس از زمستان سخت، باغ خود را در حال کاشت مجدد است.

regrowing hair takes time and patience.

رشد مجدد موها زمان و صبر می‌برد.

they are focusing on regrowing the forest after the fire.

آنها بر روی کاشت مجدد جنگل پس از آتش متمرکز هستند.

regrowing crops is essential for sustainable farming.

کاشت مجدد محصولات برای کشاورزی پایدار ضروری است.

he is learning techniques for regrowing vegetables at home.

او در حال یادگیری تکنیک‌هایی برای کاشت مجدد سبزیجات در خانه است.

regrowing tissue can help in medical advancements.

رشد مجدد بافت می‌تواند به پیشرفت‌های پزشکی کمک کند.

they are experimenting with regrowing coral reefs.

آنها در حال آزمایش کاشت مجدد صخره‌های مرجانی هستند.

regrowing lost limbs is a fascinating area of research.

رشد مجدد اندام‌های از دست رفته یک حوزه تحقیقات جذاب است.

she believes in the power of regrowing friendships.

او به قدرت از سرگیری دوستی‌ها اعتقاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید