regularizer

[ایالات متحده]/ˈreɡjʊləraɪzər/
[بریتانیا]/ˈrɛɡjʊləˌraɪzər/

ترجمه

n. واژه‌ای که به یک تابع اضافه می‌شود تا منظم‌سازی را تحمیل کند، اغلب در یادگیری ماشین و آمار برای جلوگیری از بیش‌برازش استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

regularizer function

تابع منظم‌کننده

using a regularizer

استفاده از یک منظم‌کننده

regularizer term

جمله منظم‌کننده

add regularizer

اضافه کردن منظم‌کننده

regularizer weight

وزن منظم‌کننده

regularizer penalty

جریمه منظم‌کننده

regularizer effect

اثر منظم‌کننده

regularizer parameter

پارامتر منظم‌کننده

جملات نمونه

the regularizer helped prevent overfitting in the model.

تنظیم‌کننده به جلوگیری از بیش‌برازش در مدل کمک کرد.

we used an l1 regularizer to encourage sparsity.

ما از یک تنظیم‌کننده l1 برای تشویق به پراکندگی استفاده کردیم.

adding a regularizer can improve generalization performance.

افزودن یک تنظیم‌کننده می‌تواند عملکرد تعمیم‌دهنده را بهبود بخشد.

the weight decay regularizer penalized large weights.

تنظیم‌کننده کاهش وزن، وزن‌های بزرگ را مجازات کرد.

we compared models with and without a regularizer.

ما مدل‌ها را با و بدون تنظیم‌کننده مقایسه کردیم.

the regularizer minimized the complexity of the neural network.

تنظیم‌کننده پیچیدگی شبکه عصبی را به حداقل رساند.

ridge regression employs an l2 regularizer.

رگرسیون ریج از یک تنظیم‌کننده l2 استفاده می‌کند.

elastic net combines l1 and l2 regularizers.

شبکه کشسان l1 و l2 را با هم ترکیب می‌کند.

the optimal regularizer parameter was determined empirically.

پارامتر بهینه تنظیم‌کننده به طور تجربی تعیین شد.

a strong regularizer can lead to underfitting.

یک تنظیم‌کننده قوی می‌تواند منجر به کم‌برازش شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید