regulative measures
اقدامات قانونی
regulative framework
چارچوب قانونی
Kant; philosophy of history; teleology; regulative principle;dualism; antinomy; "What is human beings?" transcendental subjectivity;non-historism; ultimate concern.
کانت؛ فلسفه تاریخ؛ هدفگرایی؛ اصل تنظیمکننده؛ دوگانگی؛ گزاره؛ «انسان کیست؟» درک شهودی متعالی؛ غیراثرگذاریگرایی؛ دغدغه نهایی
The government has implemented new regulative measures to control pollution.
دولت اقداماتی جدید برای کنترل آلودگی محیط زیست اجرا کرده است.
Regulative policies are necessary to maintain order in society.
سیاستهای قانونی برای حفظ نظم در جامعه ضروری هستند.
The company follows strict regulative standards to ensure product quality.
شرکت از استانداردهای قانونی سختگیرانه پیروی میکند تا کیفیت محصول را تضمین کند.
Regulative frameworks help organizations comply with legal requirements.
چارچوبهای قانونی به سازمانها کمک میکنند تا با الزامات قانونی مطابقت داشته باشند.
Regulative bodies play a crucial role in monitoring industry practices.
نهادهای قانونی نقش مهمی در نظارت بر شیوههای صنعتی ایفا میکنند.
Compliance with regulative guidelines is essential for businesses to operate ethically.
رعایت دستورالعملهای قانونی برای فعالیت اخلاقی کسب و کارها ضروری است.
Regulative changes in the healthcare sector aim to improve patient safety.
تغییرات قانونی در بخش مراقبتهای بهداشتی با هدف بهبود ایمنی بیماران انجام شده است.
Regulative frameworks are designed to ensure fair competition in the market.
چارچوبهای قانونی برای اطمینان از رقابت عادلانه در بازار طراحی شدهاند.
Regulative requirements must be met before the project can proceed.
قبل از ادامه پروژه باید الزامات قانونی برآورده شوند.
Regulative compliance is a priority for companies seeking to build trust with consumers.
رعایت قوانین برای شرکتهایی که به دنبال ایجاد اعتماد با مصرفکنندگان هستند، اولویت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید