reignites

[ایالات متحده]/ˌriːɪɡˈnaɪt/
[بریتانیا]/ˌriːɪɡˈnaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره آتش روشن کردن؛ احیای احساس یا علاقه

عبارات و ترکیب‌ها

reignite passion

باز روشن کردن اشتیاق

reignite interest

باز روشن کردن علاقه

reignite hope

باز روشن کردن امید

reignite love

باز روشن کردن عشق

reignite debate

باز روشن کردن بحث

reignite conversation

باز روشن کردن گفتگو

reignite excitement

باز روشن کردن هیجان

reignite creativity

باز روشن کردن خلاقیت

reignite energy

باز روشن کردن انرژی

reignite friendship

باز روشن کردن دوستی

جملات نمونه

they hope to reignite their passion for music.

آنها امیدوارند اشتیاق خود را به موسیقی دوباره زنده کنند.

the organization aims to reignite interest in reading.

سازمان هدف خود را احیای علاقه به خواندن می‌داند.

we need to reignite the conversation about climate change.

ما باید گفتگو در مورد تغییرات آب و هوا را دوباره زنده کنیم.

he tried to reignite the spark in their relationship.

او سعی کرد دوباره جرقه‌ای را در رابطه آنها زنده کند.

her speech was intended to reignite enthusiasm among the team.

سخنرانی او برای احیای شور و شوق در بین تیم طراحی شده بود.

the festival aims to reignite community spirit.

جشنواره هدف خود را احیای روحیه جامعه می‌داند.

after the break, he wanted to reignite his fitness routine.

بعد از استراحت، او می‌خواست برنامه تناسب اندام خود را دوباره زنده کند.

they are working to reignite public interest in the arts.

آنها در تلاشند تا علاقه عمومی به هنر را دوباره زنده کنند.

she hopes to reignite her career with this new project.

او امیدوار است با این پروژه جدید، شغل خود را دوباره زنده کند.

the campaign aims to reignite awareness of health issues.

کمپین هدف خود را افزایش آگاهی در مورد مسائل بهداشتی می‌داند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید