reignite passion
باز روشن کردن اشتیاق
reignite interest
باز روشن کردن علاقه
reignite hope
باز روشن کردن امید
reignite love
باز روشن کردن عشق
reignite debate
باز روشن کردن بحث
reignite conversation
باز روشن کردن گفتگو
reignite excitement
باز روشن کردن هیجان
reignite creativity
باز روشن کردن خلاقیت
reignite energy
باز روشن کردن انرژی
reignite friendship
باز روشن کردن دوستی
they hope to reignite their passion for music.
آنها امیدوارند اشتیاق خود را به موسیقی دوباره زنده کنند.
the organization aims to reignite interest in reading.
سازمان هدف خود را احیای علاقه به خواندن میداند.
we need to reignite the conversation about climate change.
ما باید گفتگو در مورد تغییرات آب و هوا را دوباره زنده کنیم.
he tried to reignite the spark in their relationship.
او سعی کرد دوباره جرقهای را در رابطه آنها زنده کند.
her speech was intended to reignite enthusiasm among the team.
سخنرانی او برای احیای شور و شوق در بین تیم طراحی شده بود.
the festival aims to reignite community spirit.
جشنواره هدف خود را احیای روحیه جامعه میداند.
after the break, he wanted to reignite his fitness routine.
بعد از استراحت، او میخواست برنامه تناسب اندام خود را دوباره زنده کند.
they are working to reignite public interest in the arts.
آنها در تلاشند تا علاقه عمومی به هنر را دوباره زنده کنند.
she hopes to reignite her career with this new project.
او امیدوار است با این پروژه جدید، شغل خود را دوباره زنده کند.
the campaign aims to reignite awareness of health issues.
کمپین هدف خود را افزایش آگاهی در مورد مسائل بهداشتی میداند.
reignite passion
باز روشن کردن اشتیاق
reignite interest
باز روشن کردن علاقه
reignite hope
باز روشن کردن امید
reignite love
باز روشن کردن عشق
reignite debate
باز روشن کردن بحث
reignite conversation
باز روشن کردن گفتگو
reignite excitement
باز روشن کردن هیجان
reignite creativity
باز روشن کردن خلاقیت
reignite energy
باز روشن کردن انرژی
reignite friendship
باز روشن کردن دوستی
they hope to reignite their passion for music.
آنها امیدوارند اشتیاق خود را به موسیقی دوباره زنده کنند.
the organization aims to reignite interest in reading.
سازمان هدف خود را احیای علاقه به خواندن میداند.
we need to reignite the conversation about climate change.
ما باید گفتگو در مورد تغییرات آب و هوا را دوباره زنده کنیم.
he tried to reignite the spark in their relationship.
او سعی کرد دوباره جرقهای را در رابطه آنها زنده کند.
her speech was intended to reignite enthusiasm among the team.
سخنرانی او برای احیای شور و شوق در بین تیم طراحی شده بود.
the festival aims to reignite community spirit.
جشنواره هدف خود را احیای روحیه جامعه میداند.
after the break, he wanted to reignite his fitness routine.
بعد از استراحت، او میخواست برنامه تناسب اندام خود را دوباره زنده کند.
they are working to reignite public interest in the arts.
آنها در تلاشند تا علاقه عمومی به هنر را دوباره زنده کنند.
she hopes to reignite her career with this new project.
او امیدوار است با این پروژه جدید، شغل خود را دوباره زنده کند.
the campaign aims to reignite awareness of health issues.
کمپین هدف خود را افزایش آگاهی در مورد مسائل بهداشتی میداند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید