reiver

[ایالات متحده]/ˈriːvə/
[بریتانیا]/ˈriːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که دزدی می‌کند یا غارت می‌کند
Word Forms
جمعreivers

عبارات و ترکیب‌ها

famous reiver

سیره‌گر مشهور

reiver culture

فرهنگ سیره‌گران

reiver history

تاریخ سیره‌گران

reiver tales

داستان‌های سیره‌گران

reiver raids

حملات سیره‌گران

reiver clans

قبایل سیره‌گر

reiver lands

سرزمین‌های سیره‌گران

reiver legacy

میراث سیره‌گران

reiver stories

قصه‌های سیره‌گران

reiver conflict

درگیری سیره‌گران

reiver territory

سرزمین سیره‌گران

reiver raid

حمله سیره‌گر

reiver lifestyle

سبک زندگی سیره‌گران

reiver clan

قبيله سیره‌گر

reiver legend

افسانه سیره‌گران

جملات نمونه

the reiver stole cattle from the neighboring farm.

سارق، گاوها را از مزرعه همسایه دزدید.

legends speak of a notorious reiver in the region.

افسانه ها از یک راهزن مشهور در منطقه صحبت می کنند.

the reiver was known for his cunning tactics.

راهزن به دلیل تاکتیک های زیرکانه خود مشهور بود.

many families lived in fear of reiver attacks.

خانواده های زیادی از حملات راهزن می ترسیدند.

the reiver's legend has been passed down for generations.

افسانه راهزن نسل به نسل منتقل شده است.

reivers were often seen as both heroes and villains.

راهزن ها اغلب به عنوان قهرمان و شرور دیده می شدند.

the reiver rode swiftly through the dark night.

راهزن به سرعت در شب تاریک حرکت می کرد.

reiver clans fought fiercely for control of the land.

قبایل راهزن به شدت برای کنترل سرزمین با یکدیگر می جنگیدند.

he dressed like a reiver to blend in with the locals.

او مانند یک راهزن لباس می پوشید تا با مردم محلی ترکیب شود.

the tales of the reiver's exploits are well-known.

داستان های از دستاوردهای راهزن به خوبی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید