relapses

[ایالات متحده]/rɪˈlæpsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈlæpsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازگشت به یک وضعیت قبلی
v. به وضعیت قبلی بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

frequent relapses

عودهای مکرر

avoid relapses

از بروز مجدد خودداری کنید

prevent relapses

جلوگیری از عود

manage relapses

مدیریت عود

relapses occur

عود رخ می‌دهد

relapses happen

عود اتفاق می‌افتد

relapses increase

عود افزایش می‌یابد

relapses decrease

عود کاهش می‌یابد

relapses trigger

عود باعث بروز می‌شود

identify relapses

تشخیص عود

جملات نمونه

he experienced several relapses during his recovery.

او در طول بهبودی چندین بار دچار عود شد.

relapses can be discouraging, but it's important to stay positive.

عودها می‌توانند ناامیدکننده باشند، اما مهم است که مثبت بمانید.

she was worried about the possibility of relapses after treatment.

او نگران احتمال عود پس از درمان بود.

doctors often monitor patients for signs of relapses.

پزشکان اغلب بیماران را برای علائم عود زیر نظر دارند.

understanding triggers can help prevent relapses.

درک عوامل محرک می‌تواند به پیشگیری از عود کمک کند.

he sought therapy to cope with his relapses.

او برای مقابله با عودهای خود به دنبال درمان صحبت‌درمانی بود.

relapses are common in chronic illnesses.

عودها در بیماری‌های مزمن شایع هستند.

support groups can provide help during relapses.

گروه‌های حمایتی می‌توانند در طول عود کمک کنند.

she learned to manage her stress to reduce the risk of relapses.

او یاد گرفت که استرس خود را مدیریت کند تا خطر عود را کاهش دهد.

after experiencing multiple relapses, he decided to change his approach.

پس از تجربه چندین بار عود، او تصمیم گرفت رویکرد خود را تغییر دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید