reman engine
موتور بازسازیشده
reman parts
قطعات بازسازیشده
reman transmission
انتقال بازسازیشده
reman brake
ترمز بازسازیشده
reman starter
استارت بازسازیشده
reman alternator
آلترناتور بازسازیشده
reman turbocharger
توربوشارژر بازسازیشده
reman axle
میلگرد بازسازیشده
reman pump
پمپ بازسازیشده
reman differential
دیفرانسیل بازسازیشده
we need to reman the old engine to improve its performance.
ما نیاز داریم موتور قدیمی را بازسازی کنیم تا عملکرد آن را بهبود بخشیم.
after the accident, they decided to reman the damaged parts.
پس از حادثه، آنها تصمیم گرفتند قطعات آسیب دیده را بازسازی کنند.
the company offers services to reman various types of machinery.
این شرکت خدمات بازسازی انواع مختلف ماشینآلات را ارائه میدهد.
he learned how to reman components in his engineering class.
او یاد گرفت که چگونه قطعات را در کلاس مهندسی خود بازسازی کند.
they specialize in remanufacturing electronic devices.
آنها در بازسازی دستگاههای الکترونیکی تخصص دارند.
it's more cost-effective to reman than to buy new parts.
بازسازی قطعات نسبت به خرید قطعات جدید مقرون به صرفهتر است.
the reman process can extend the life of the product significantly.
فرآیند بازسازی میتواند به طور قابل توجهی عمر محصول را افزایش دهد.
many industries rely on reman to reduce waste and save money.
بسیاری از صنایع برای کاهش ضایعات و صرفهجویی در هزینه بر بازسازی تکیه میکنند.
they have a strict quality control process for reman items.
آنها یک فرآیند کنترل کیفیت سختگیرانه برای اقلام بازسازی شده دارند.
reman engines can perform just as well as new ones.
موتورهای بازسازی شده میتوانند به خوبی موتورهای جدید عمل کنند.
reman engine
موتور بازسازیشده
reman parts
قطعات بازسازیشده
reman transmission
انتقال بازسازیشده
reman brake
ترمز بازسازیشده
reman starter
استارت بازسازیشده
reman alternator
آلترناتور بازسازیشده
reman turbocharger
توربوشارژر بازسازیشده
reman axle
میلگرد بازسازیشده
reman pump
پمپ بازسازیشده
reman differential
دیفرانسیل بازسازیشده
we need to reman the old engine to improve its performance.
ما نیاز داریم موتور قدیمی را بازسازی کنیم تا عملکرد آن را بهبود بخشیم.
after the accident, they decided to reman the damaged parts.
پس از حادثه، آنها تصمیم گرفتند قطعات آسیب دیده را بازسازی کنند.
the company offers services to reman various types of machinery.
این شرکت خدمات بازسازی انواع مختلف ماشینآلات را ارائه میدهد.
he learned how to reman components in his engineering class.
او یاد گرفت که چگونه قطعات را در کلاس مهندسی خود بازسازی کند.
they specialize in remanufacturing electronic devices.
آنها در بازسازی دستگاههای الکترونیکی تخصص دارند.
it's more cost-effective to reman than to buy new parts.
بازسازی قطعات نسبت به خرید قطعات جدید مقرون به صرفهتر است.
the reman process can extend the life of the product significantly.
فرآیند بازسازی میتواند به طور قابل توجهی عمر محصول را افزایش دهد.
many industries rely on reman to reduce waste and save money.
بسیاری از صنایع برای کاهش ضایعات و صرفهجویی در هزینه بر بازسازی تکیه میکنند.
they have a strict quality control process for reman items.
آنها یک فرآیند کنترل کیفیت سختگیرانه برای اقلام بازسازی شده دارند.
reman engines can perform just as well as new ones.
موتورهای بازسازی شده میتوانند به خوبی موتورهای جدید عمل کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید