rematch

[ایالات متحده]/'riːmætʃ/
[بریتانیا]/'rimætʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازبازی؛ مسابقه دیگر
Word Forms
جمعrematches

عبارات و ترکیب‌ها

have a rematch

گرفتن مسابقه تکراری

جملات نمونه

They scheduled a rematch for next month.

آنها یک مسابقه تکراری برای ماه آینده برنامه‌ریزی کردند.

The two teams will have a rematch in the finals.

دو تیم در فینال یک مسابقه تکراری خواهند داشت.

After losing the first match, she is eager for a rematch.

پس از باخت در مسابقه اول، او مشتاق یک مسابقه تکراری است.

The champion agreed to a rematch with the challenger.

قهرمان با چالشگر به یک مسابقه تکراری موافقت کرد.

Fans are excited for the highly anticipated rematch.

هواداران برای مسابقه تکراری بسیار مورد انتظار هیجان زده هستند.

The coach is strategizing for the upcoming rematch.

مربی برای مسابقه تکراری آینده در حال طراحی استراتژی است.

The rematch ended in a draw, leading to a tiebreaker.

مسابقه تکراری با تساوی به پایان رسید که منجر به یک بازی تساوی‌شکنی شد.

The players are preparing mentally for the rematch.

بازیکنان از نظر ذهنی برای مسابقه تکراری آماده می شوند.

She is training hard to improve her chances in the rematch.

او سخت تمرین می کند تا شانس خود را در مسابقه تکراری بهبود بخشد.

The rematch will determine the overall winner of the tournament.

مسابقه تکراری برنده کلی تورنمنت را تعیین خواهد کرد.

نمونه‌های واقعی

And you know what? We want a rematch.

و می‌دانید که ما می‌خواهیم یک مسابقه تکراری داشته باشیم.

منبع: Friends Season 1 (Edited Version)

Georgia Governor Brian Kemp won a rematch with Democrat Stacey Abrams.

برایان کِمپ، فرماندار جورجیا، یک مسابقه تکراری با استیسی ایبرامز، دموکرات، برد.

منبع: AP Listening November 2022 Collection

I'll be at the grill later, if you want, you know, a rematch, or whatever.

اگر می‌خواهید، من بعداً در باربکیو خواهم بود، می‌دانید، یک مسابقه تکراری یا هر چیزی.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

Well, now I'm ready for a rematch.

خب، حالا من برای یک مسابقه تکراری آماده‌ام.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Expectations were high for the rematch on Sunday.

انتظارات برای مسابقه تکراری در روز یکشنبه بسیار زیاد بود.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

The rematches will determine who controls the power on Capitol Hill.

مسابقات تکراری مشخص خواهد کرد چه کسی قدرت را در تپه کاپیتول در دست دارد.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

I'm asking for a rematch 'cause you were about to get smoked.

من درخواست یک مسابقه تکراری می‌کنم زیرا شما تقریباً قرار بود شکست بخورید.

منبع: Gossip Girl Selected

Whereas the Americans won the first space race, the Russians are favourites for the rematch.

در حالی که آمریکایی‌ها اولین مسابقه فضایی را بردند، روس‌ها برای مسابقه تکراری مورد علاقه هستند.

منبع: The Economist - Technology

It will be a rematch of sorts: DeWine defeated Cordray for his current position in 2010.

این تا حدودی یک مسابقه تکراری خواهد بود: دِوین، کوردری را برای سمت فعلی خود در سال ۲۰۱۰ شکست داد.

منبع: Time

There's a rematch in three weeks, you know.

یک مسابقه تکراری در سه هفته دیگر وجود دارد، می‌دانید.

منبع: 2014 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید