act remorselessly
عمل به سادگی و بدون احساس پشیمانی
deal remorselessly with
به سادگی و بدون احساس پشیمانی برخورد کردن با
pursue remorselessly
به سادگی و بدون احساس پشیمانی دنبال کردن
The dictator remorselessly oppressed his people for decades.
دیکتاتور سالها بدون هیچ رحمی مردم خود را سرکوب کرد.
The serial killer remorselessly took the lives of innocent victims.
قاتل سریالی بدون هیچ رحمی جان بیگناهان را گرفت.
The ruthless business tycoon remorselessly eliminated his competitors.
تاجر بیرحم بدون هیچ رحمی رقبای خود را از سر راه برداشت.
The storm remorselessly destroyed the coastal town.
طوفان بدون هیچ رحمی شهر ساحلی را تخریب کرد.
The disease spread remorselessly throughout the population.
بیماری بدون هیچ رحمی در سراسر جمعیت گسترش یافت.
The villain remorselessly plotted his evil schemes.
شرور بدون هیچ رحمی نقشههای شیطانی خود را طراحی کرد.
The hacker remorselessly hacked into the company's database.
هکر بدون هیچ رحمی به پایگاه داده شرکت هک کرد.
The ruthless general remorselessly ordered his troops to attack the village.
ژنرال بیرحم بدون هیچ رحمی به سربازان خود دستور حمله به روستا داد.
The criminal remorselessly stole from the elderly couple.
جنایتکار بدون هیچ رحمی از زوج مسن دزدی کرد.
The tyrant remorselessly silenced any dissenting voices.
ظالم بدون هیچ رحمی هرگونه صدای مخالف را خاموش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید