pitilessly

[ایالات متحده]/ˈpɪtɪlɪsli/
[بریتانیا]/ˈpɪtɪləsli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که هیچ رحم یا دلسوزی نشان ندهد؛ بدون رحمت یا دلسوزی

عبارات و ترکیب‌ها

pitilessly cold

بی رحمانه سرد

pitilessly cruel

بی رحمانه بی‌رحم

pitilessly harsh

بی رحم و سخت

pitilessly relentless

بی رحم و بی‌وقفه

pitilessly dark

بی رحم و تاریک

pitilessly loud

بی رحم و بلند

pitilessly dry

بی رحم و خشک

pitilessly bright

بی رحم و روشن

pitilessly fast

بی رحم و سریع

pitilessly empty

بی رحم و خالی

جملات نمونه

she pitilessly criticized his work in front of everyone.

او بی‌رحمانه کار او را در حضور همه مورد انتقاد قرار داد.

the storm pitilessly ravaged the coastal towns.

طوفان بی‌رحمانه شهرک‌های ساحلی را ویران کرد.

he pitilessly defeated his opponent in the final match.

او حریفش را در مسابقه نهایی به بی‌رحمی شکست داد.

the critics pitilessly tore apart the new movie.

منتقدان بی‌رحمانه فیلم جدید را در هم شکستند.

she pitilessly reminded him of his past mistakes.

او بی‌رحمانه او را از اشتباهات گذشته‌اش یادآوری کرد.

the boss pitilessly laid off several employees.

رئیس بی‌رحمانه تعدادی از کارمندان را اخراج کرد.

they pitilessly exposed the corruption in the government.

آنها بی‌رحمانه فساد در دولت را آشکار کردند.

he pitilessly pursued his goals, regardless of the consequences.

او بی‌رحمانه به دنبال اهداف خود رفت، صرف نظر از عواقب.

the team pitilessly eliminated their rivals from the tournament.

تیم بی‌رحمانه رقبای خود را از مسابقات حذف کرد.

she pitilessly abandoned her old friends for new ones.

او بی‌رحمانه دوستان قدیمی خود را برای دوستان جدید رها کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید