remoter

[ایالات متحده]/rɪˈməʊtə/
[بریتانیا]/rɪˈmoʊtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دورتر در زمان یا فاصله؛ دور یا دورافتاده؛ عمل کردن از راه دور؛ جزئی یا کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

remoter control

کنترل از راه دور

remoter device

دستگاه از راه دور

remoter access

دسترسی از راه دور

remoter connection

اتصال از راه دور

remoter operation

عملیات از راه دور

remoter management

مدیریت از راه دور

remoter system

سیستم از راه دور

remoter interface

رابط کاربری از راه دور

remoter access point

نقطه دسترسی از راه دور

remoter software

نرم افزار از راه دور

جملات نمونه

the remoter regions of the earth are often unexplored.

مناطق دورافتاده زمین اغلب مورد بررسی قرار نگرفته‌اند.

he lived in a remoter area, far from the city.

او در یک منطقه دورافتاده، دور از شهر زندگی می‌کرد.

scientists study remoter planets to understand the universe.

دانشمندان سیارات دورافتاده را برای درک جهان مطالعه می‌کنند.

the remoter parts of the forest are rich in biodiversity.

بخش‌های دورافتاده جنگل از تنوع زیستی بالایی برخوردارند.

traveling to remoter destinations can be an adventure.

سفر به مقاصد دورافتاده می‌تواند یک ماجراجویی باشد.

communication is challenging in remoter regions.

ارتباطات در مناطق دورافتاده چالش‌برانگیز است.

many remoter villages lack basic facilities.

بسیاری از روستاهای دورافتاده فاقد امکانات اولیه هستند.

he found a remoter spot to enjoy his solitude.

او یک مکان دورافتاده‌تر برای لذت بردن از تنهایی خود پیدا کرد.

the remoter the location, the less crowded it becomes.

هرچه مکان دورافتاده‌تر باشد، کمتر شلوغ می‌شود.

in remoter areas, traditional customs are still preserved.

در مناطق دورافتاده، آداب و رسوم سنتی هنوز حفظ شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید