remoter control
کنترل از راه دور
remoter device
دستگاه از راه دور
remoter access
دسترسی از راه دور
remoter connection
اتصال از راه دور
remoter operation
عملیات از راه دور
remoter management
مدیریت از راه دور
remoter system
سیستم از راه دور
remoter interface
رابط کاربری از راه دور
remoter access point
نقطه دسترسی از راه دور
remoter software
نرم افزار از راه دور
the remoter regions of the earth are often unexplored.
مناطق دورافتاده زمین اغلب مورد بررسی قرار نگرفتهاند.
he lived in a remoter area, far from the city.
او در یک منطقه دورافتاده، دور از شهر زندگی میکرد.
scientists study remoter planets to understand the universe.
دانشمندان سیارات دورافتاده را برای درک جهان مطالعه میکنند.
the remoter parts of the forest are rich in biodiversity.
بخشهای دورافتاده جنگل از تنوع زیستی بالایی برخوردارند.
traveling to remoter destinations can be an adventure.
سفر به مقاصد دورافتاده میتواند یک ماجراجویی باشد.
communication is challenging in remoter regions.
ارتباطات در مناطق دورافتاده چالشبرانگیز است.
many remoter villages lack basic facilities.
بسیاری از روستاهای دورافتاده فاقد امکانات اولیه هستند.
he found a remoter spot to enjoy his solitude.
او یک مکان دورافتادهتر برای لذت بردن از تنهایی خود پیدا کرد.
the remoter the location, the less crowded it becomes.
هرچه مکان دورافتادهتر باشد، کمتر شلوغ میشود.
in remoter areas, traditional customs are still preserved.
در مناطق دورافتاده، آداب و رسوم سنتی هنوز حفظ شدهاند.
remoter control
کنترل از راه دور
remoter device
دستگاه از راه دور
remoter access
دسترسی از راه دور
remoter connection
اتصال از راه دور
remoter operation
عملیات از راه دور
remoter management
مدیریت از راه دور
remoter system
سیستم از راه دور
remoter interface
رابط کاربری از راه دور
remoter access point
نقطه دسترسی از راه دور
remoter software
نرم افزار از راه دور
the remoter regions of the earth are often unexplored.
مناطق دورافتاده زمین اغلب مورد بررسی قرار نگرفتهاند.
he lived in a remoter area, far from the city.
او در یک منطقه دورافتاده، دور از شهر زندگی میکرد.
scientists study remoter planets to understand the universe.
دانشمندان سیارات دورافتاده را برای درک جهان مطالعه میکنند.
the remoter parts of the forest are rich in biodiversity.
بخشهای دورافتاده جنگل از تنوع زیستی بالایی برخوردارند.
traveling to remoter destinations can be an adventure.
سفر به مقاصد دورافتاده میتواند یک ماجراجویی باشد.
communication is challenging in remoter regions.
ارتباطات در مناطق دورافتاده چالشبرانگیز است.
many remoter villages lack basic facilities.
بسیاری از روستاهای دورافتاده فاقد امکانات اولیه هستند.
he found a remoter spot to enjoy his solitude.
او یک مکان دورافتادهتر برای لذت بردن از تنهایی خود پیدا کرد.
the remoter the location, the less crowded it becomes.
هرچه مکان دورافتادهتر باشد، کمتر شلوغ میشود.
in remoter areas, traditional customs are still preserved.
در مناطق دورافتاده، آداب و رسوم سنتی هنوز حفظ شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید