remount a horse
بازنشانی اسب
she went to remount her horse.
او برای سوار شدن مجدد اسب خود رفت.
the raid was remounted in August.
حمله در ماه آگوست دوباره انجام شد.
remount the best photos in glass-fronted mounts.
عکسهای برتر را در قابهای شیشهای دوباره نصب کنید.
to remount a horse
برای سوار شدن مجدد به اسب
they had to remount the artwork on the wall
آنها مجبور شدند اثر هنری را دوباره روی دیوار نصب کنند.
the soldiers remounted their weapons
سربازان سلاحهای خود را دوباره نصب کردند.
she had to remount the tire on her bike
او مجبور شد لاستیک دوچرخه خود را دوباره نصب کند.
the actor remounted the play for a new audience
بازیگر نمایش را برای مخاطبان جدید دوباره روی صحنه برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید