installing

[ایالات متحده]/[ˈɪnˈstɔːlɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɪnˈstɔːlɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای نصب و اتصال (تجهیزات یا یک سیستم) به گونه‌ای که برای استفاده آماده باشد؛ برای معرفی و تعبیه (نرم‌افزار یا به‌روزرسانی) در یک سیستم کامپیوتری. (v)
adj. در حال حاضر در حال نصب. (adj)

عبارات و ترکیب‌ها

installing software

نصب نرم‌افزار

installing updates

نصب به‌روزرسانی‌ها

installing now

اکنون در حال نصب

installed successfully

با موفقیت نصب شد

installing drivers

نصب درایورها

installing application

نصب برنامه

installing process

فرآیند نصب

installed already

قبلاً نصب شده است

installing quickly

به سرعت در حال نصب

installing system

نصب سیستم

جملات نمونه

we are installing a new operating system on the computer.

ما در حال نصب یک سیستم عامل جدید روی کامپیوتر هستیم.

the technician is installing the security software.

تکنسین در حال نصب نرم افزار امنیتی است.

are you installing the latest version of the app?

آیا شما آخرین نسخه برنامه را نصب می کنید؟

installing a new printer can be a bit tricky.

نصب یک چاپگر جدید می تواند کمی مشکل باشد.

the company is installing solar panels on the roof.

شرکت در حال نصب پنل های خورشیدی روی پشت بام است.

installing the game requires a lot of storage space.

نصب بازی به فضای ذخیره سازی زیادی نیاز دارد.

we'll start installing the updates after lunch.

ما بعد از ناهار شروع به نصب بروزرسانی ها خواهیم کرد.

installing the drivers fixed the sound problem.

نصب درایورها مشکل صدا را برطرف کرد.

they are installing a new security system in the building.

آنها در حال نصب یک سیستم امنیتی جدید در ساختمان هستند.

installing the software took longer than expected.

نصب نرم افزار بیشتر از حد انتظار طول کشید.

installing the antivirus program is highly recommended.

نصب برنامه آنتی ویروس به شدت توصیه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید