adding

[ایالات متحده]/æd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. افزایش در مقدار یا تعداد؛ قرار دادن (چیزی) به چیزی دیگر؛ درج کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

adding more

اضافه کردن بیشتر

adding machine

دستگاه افزودنی

جملات نمونه

Adding sulphate to the solution will give a precipitate.

افزودن سولفات به محلول باعث ایجاد رسوب می‌شود.

The teller is adding up her receipts.

محاسبه‌گر در حال جمع کردن رسیدهایش است.

try to break the habit of adding salt at the table.

سعی کنید عادت اضافه کردن نمک در سفره را کنار بگذارید.

she was probably adding details to spice up the story.

احتمالاً او جزئیاتی را برای جذاب‌تر کردن داستان اضافه می‌کرد.

reconstitute frozen orange juice by adding water

با اضافه کردن آب، آبمیوه پرتقال یخ‌زده را دوباره فعال کنید.

3、Adding to gasoline antiknock the antiknock additive.

3. با افزودن به بنزین، افزودنی ضد ضربه را اضافه کنید.

The cashier is adding up her receipts.

محاسبه‌گر در حال جمع کردن رسیدهایش است.

We reckon your pay with our adding machine.

ما حقوق شما را با ماشین حسابمان محاسبه می‌کنیم.

He thinned the wine by adding water.

او با اضافه کردن آب، شراب را رقیق کرد.

You can weaken the tea by adding water.

شما می‌توانید با اضافه کردن آب، چای را رقیق کنید.

Feasibility of adding a CCD camera to the gunner′s periscopic sight is analyzed.The principle and scheme of adding the CCD camera are brought forward in this paper.

امکان‌پذیری افزودن یک دوربین CCD به نشانه‌گیر پروسکوبیک تفنگچی مورد تجزیس و تحلیل قرار گرفت. اصل و طرح افزودن دوربین CCD در این مقاله ارائه شده است.

do not over-knead the dough while adding the fruit or it will discolour.

در حالی که میوه را اضافه می‌کنید، خمیر را بیش از حد ورز ندهید، در غیر این صورت تغییر رنگ می‌دهد.

adding kidney essence can effectively adjust incretionary turbulence of climacteric syndrome.

افزودن عصاره کلیه می‌تواند به طور موثر اختلالات ترشحی سندرم پیش از یائسگی را تنظیم کند.

2 improving commercial quality of the watch, adding to merchandize.

2. بهبود کیفیت تجاری ساعت، افزودن به کالا.

The laughter on the boats mingled with that on shore,adding to the jubilation on National Day.

خنده بر روی قایق‌ها با خنده بر روی ساحل مخلوط شد و به جشن ملی افزود.

keep adding water until you can comfortably poke your finger into the soil.

به اضافه کردن آب ادامه دهید تا بتوانید به راحتی انگشت خود را در خاک فرو کنید.

5.However, the effects are not visible adding peptone, coconut milk, aneurin and inositol.

5. با این حال، افزودن پپتون، شیر نارگیل، نورین و اینوزیتول، اثرات قابل مشاهده‌ای ندارد.

Memory deallocation may be as simple as adding that chunk to the front of the free list, a O(1) operation.

آزادسازی حافظه ممکن است به سادگی افزودن آن قطعه به جلوی لیست آزاد باشد، یک عملیات O(1).

Sodium phenolate and acetophenone can be obtained by adding sodium hydrate into azeotrope.

فنولات سدیم و استوفنون را می‌توان با افزودن هیدرات سدیم به اَزئوتروپ به دست آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید