averts

[ایالات متحده]/əˈvɜːrts/
[بریتانیا]/əˈvɜːrtz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری یا پرهیز از وقوع چیزی ناخوشایند یا خطرناک؛ منحرف کردن یا تغییر مسیر چیزی، به ویژه توجه

عبارات و ترکیب‌ها

averts disaster

جلوگیری از فاجعه

averts danger

جلوگیری از خطر

averts a crisis

جلوگیری از بحران

averts conflict

جلوگیری از درگیری

averts suspicion

جلوگیری از شک

avert one's gaze

چرخاندن چشم

averts his/her attention

حواس او را پرت کردن

averts further damage

جلوگیری از آسیب بیشتر

جملات نمونه

the quick action of the lifeguard averts a potential tragedy.

اقدام سریع نجات غریق از وقوع یک فاجعه احتمالی جلوگیری می‌کند.

she averts her eyes from the unpleasant scene.

او چشم خود را از صحنه ناخوشایند می‌چرخاند.

regular exercise averts many health issues.

ورزش منظم از بسیاری از مشکلات سلامتی جلوگیری می‌کند.

the government implemented new policies that averts economic downturn.

دولت سیاست‌های جدیدی را اجرا کرد که از کاهش اقتصادی جلوگیری می‌کند.

he averts confrontation by staying calm.

او با حفظ آرامش از رویارویی جلوگیری می‌کند.

wearing a seatbelt averts serious injuries in accidents.

استفاده از کمربند ایمنی از بروز آسیب‌های جدی در تصادفات جلوگیری می‌کند.

she averts disaster by planning ahead.

او با برنامه‌ریزی از قبل از فاجعه جلوگیری می‌کند.

education can avert ignorance and promote understanding.

آموزش می‌تواند از نادانی جلوگیری کرده و درک را ترویج کند.

his quick thinking averts a major crisis.

فکر سریع او از یک بحران بزرگ جلوگیری می‌کند.

proper maintenance of equipment averts costly repairs.

نگهداری مناسب تجهیزات از تعمیرات پرهزینه جلوگیری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید