averts disaster
جلوگیری از فاجعه
averts danger
جلوگیری از خطر
averts a crisis
جلوگیری از بحران
averts conflict
جلوگیری از درگیری
averts suspicion
جلوگیری از شک
avert one's gaze
چرخاندن چشم
averts his/her attention
حواس او را پرت کردن
averts further damage
جلوگیری از آسیب بیشتر
the quick action of the lifeguard averts a potential tragedy.
اقدام سریع نجات غریق از وقوع یک فاجعه احتمالی جلوگیری میکند.
she averts her eyes from the unpleasant scene.
او چشم خود را از صحنه ناخوشایند میچرخاند.
regular exercise averts many health issues.
ورزش منظم از بسیاری از مشکلات سلامتی جلوگیری میکند.
the government implemented new policies that averts economic downturn.
دولت سیاستهای جدیدی را اجرا کرد که از کاهش اقتصادی جلوگیری میکند.
he averts confrontation by staying calm.
او با حفظ آرامش از رویارویی جلوگیری میکند.
wearing a seatbelt averts serious injuries in accidents.
استفاده از کمربند ایمنی از بروز آسیبهای جدی در تصادفات جلوگیری میکند.
she averts disaster by planning ahead.
او با برنامهریزی از قبل از فاجعه جلوگیری میکند.
education can avert ignorance and promote understanding.
آموزش میتواند از نادانی جلوگیری کرده و درک را ترویج کند.
his quick thinking averts a major crisis.
فکر سریع او از یک بحران بزرگ جلوگیری میکند.
proper maintenance of equipment averts costly repairs.
نگهداری مناسب تجهیزات از تعمیرات پرهزینه جلوگیری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید