repetiteur

[ایالات متحده]/ˌrɛpəˈtiːtə/
[بریتانیا]/ˌrɛpəˈtiːtɜr/

ترجمه

n. معلم آواز یک گروه اپرا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

music repetiteur

اجرای مجدد موسیقی

repetiteur role

نقش تکرار کننده

repetiteur practice

تمرین تکرار کننده

repetiteur session

جلسه تکرار کننده

repetiteur skills

مهارت های تکرار کننده

repetiteur training

آموزش تکرار کننده

repetiteur experience

تجربه تکرار کننده

repetiteur duties

وظایف تکرار کننده

repetiteur position

موقعیت تکرار کننده

repetiteur collaboration

همکاری تکرار کننده

جملات نمونه

the repetiteur helped the singer prepare for the audition.

تکرار کننده به خواننده کمک کرد تا برای تست صدا آماده شود.

as a repetiteur, she worked closely with the orchestra.

همکاری او با ارکستر به عنوان تکرار کننده بسیار نزدیک بود.

the repetiteur provided valuable feedback on the performance.

تکرار کننده بازخورد ارزشمندی در مورد اجرا ارائه داد.

he served as a repetiteur for the ballet company.

او به عنوان تکرار کننده برای گروه باله خدمت کرد.

the repetiteur is essential for preparing the cast.

تکرار کننده برای آماده کردن بازیگران ضروری است.

she learned a lot from her time as a repetiteur.

او از زمانی که به عنوان تکرار کننده کار می کرد، چیزهای زیادی آموخت.

the repetiteur coordinated the rehearsals for the opera.

تکرار کننده هماهنگی تمرینات اپرا را انجام داد.

many famous conductors started their careers as repetiteurs.

بسیاری از رهبران ارکستر مشهور، شروع به کار خود به عنوان تکرار کننده کردند.

the repetiteur's role is often overlooked in productions.

نقش تکرار کننده اغلب در تولیدات نادیده گرفته می شود.

he worked tirelessly as a repetiteur to ensure success.

او برای اطمینان از موفقیت، به طور خستگی ناپذیر به عنوان تکرار کننده کار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید