replenishments

[ایالات متحده]/[rɪˈplɛnɪmənt]/
[بریتانیا]/[rɪˈplɛnɪmənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تجدید; چیزی که تجدید می‌کند.
n. (جمع) جایگزین‌ها یا اضافاتی به یک موجودی یا عرضه.

عبارات و ترکیب‌ها

stock replenishments

تجدید موجودی

replenishment schedule

برنامه تجدید

daily replenishments

تجدید روزانه

replenishment costs

هزینه های تجدید

ensure replenishments

اطمینان از تجدید

monitor replenishments

نظارت بر تجدید

regular replenishments

تجدید منظم

post-replenishment check

بررسی پس از تجدید

necessary replenishments

تجدید ضروری

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید