repurchase

[ایالات متحده]/ri:'pə:tʃəs/
[بریتانیا]/riˈpɚrtʃɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. خریدن مجدد
n. خرید مجدد

جملات نمونه

The customer decided to repurchase the same product.

مشتری تصمیم گرفت همان محصول را دوباره خریداری کند.

After trying the sample, she was impressed and planned to repurchase it.

پس از امتحان کردن نمونه، او تحت تأثیر قرار گرفت و قصد داشت دوباره آن را خریداری کند.

The company offers a repurchase guarantee for all their products.

این شرکت ضمانت بازخرید را برای همه محصولات خود ارائه می‌دهد.

Customers who repurchase frequently are eligible for a loyalty discount.

مشتریانی که اغلب دوباره خرید می‌کنند، واجد شرایط تخفیف وفاداری هستند.

The repurchase rate for this subscription service is quite high.

نرخ بازخرید برای این سرویس اشتراکی بسیار زیاد است.

She made a mental note to repurchase the item when it ran out.

او یادداشت ذهنی کرد تا زمانی که تمام شد، دوباره آن را خریداری کند.

The repurchase process was quick and easy, thanks to the online platform.

فرآیند بازخرید سریع و آسان بود، به لطف پلتفرم آنلاین.

Many customers repurchase this skincare product due to its effectiveness.

بسیاری از مشتریان این محصول مراقبت از پوست را به دلیل اثربخشی آن دوباره خریداری می‌کنند.

The repurchase behavior of consumers can be influenced by various factors.

رفتار بازخرید مصرف‌کنندگان می‌تواند تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد.

To increase repurchase rates, companies often focus on improving customer satisfaction.

برای افزایش نرخ‌های بازخرید، شرکت‌ها اغلب بر بهبود رضایت مشتری تمرکز می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

It's actually I'm the holder of the repurchase agreement.

در واقع من دارنده قرارداد بازخرید هستم.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

Sometimes it's called a repo transaction or a repurchase agreement.

گاهی اوقات به آن معامله بازخرید یا قرارداد بازخرید گفته می شود.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

So the money lender-- so I get the watch and a repurchase agreement.

بنابراین وام دهنده - بنابراین من ساعت و قرارداد بازخرید را دریافت می کنم.

منبع: Monetary Banking (Audio Version)

So these repurchase agreements--they're included in these securities because they're not just agreements, right?

بنابراین این قراردادهای بازخرید - آنها در این اوراق بهادار گنجانده شده اند زیرا فقط قرارداد نیستند، درسته؟

منبع: Monetary Banking (Audio Version)

And you can also-- you get a clue of what repurchase agreements are because here they say securities held outright, right?

و شما همچنین می توانید - سرنخی از اینکه قراردادهای بازخرید چیست به دست آورید زیرا در اینجا می گویند اوراق بهادار به طور کامل در دست دارند، درسته؟

منبع: Monetary Banking (Audio Version)

The Bank of Korea, for example, has resolved to buy unlimited amounts of bonds from financial institutions that promise to repurchase them after three months.

به عنوان مثال، بانک کره ای تصمیم گرفته است تا مقادیر نامحدودی از اوراق قرضه را از موسسات مالی که قول بازخرید آنها پس از سه ماه را می دهند خریداری کند.

منبع: The Economist (Summary)

Valuing assets and extending credit against them is the preoccupation of the mortgage banker and the repo trader, who arranges trillions of dollars a day in repurchase agreements for very short-term government bonds.

ارزیابی دارایی ها و اعطای اعتبار در برابر آنها، دغدغه وام دهنده مسکن و معامله گر بازخرید است که هر روز تریلیون ها دلار قراردادهای بازخرید برای اوراق قرضه دولتی کوتاه مدت ترتیب می دهد.

منبع: Economist Finance and economics

Unfortunately we didn't have that much money so there were times where my punch card would run out and I wasn't able to eat for a while until we got enough money to repurchase another one.

متاسفانه ما آنقدر پول نداشتیم بنابراین اوقاتی وجود داشت که کارت پانچ من تمام می شد و تا زمانی که پول کافی برای خرید مجدد دیگری به دست نیاوردیم، نمی توانستم برای مدتی غذا بخورم.

منبع: Selected English short passages

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید