requestor

[ایالات متحده]/rɪˈkwɛstər/
[بریتانیا]/rɪˈkwɛstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که درخواست می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

requestor approval

تایید درخواست‌کننده

requestor feedback

بازخورد درخواست‌کننده

requestor information

اطلاعات درخواست‌کننده

requestor details

جزئیات درخواست‌کننده

requestor status

وضعیت درخواست‌کننده

requestor identity

هویت درخواست‌کننده

requestor rights

حقوق درخواست‌کننده

requestor role

نقش درخواست‌کننده

requestor validation

اعتبار سنجی درخواست‌کننده

requestor access

دسترسی درخواست‌کننده

جملات نمونه

the requestor submitted the application yesterday.

درخواست‌کننده دیروز درخواست را ارسال کرد.

the requestor must provide additional information.

درخواست‌کننده باید اطلاعات بیشتری ارائه دهد.

the requestor's identity needs to be verified.

هویت درخواست‌کننده باید تأیید شود.

please inform the requestor of the decision.

لطفاً درخواست‌کننده را از تصمیم مطلع کنید.

the requestor has the right to appeal the decision.

درخواست‌کننده حق اعتراض به تصمیم را دارد.

the requestor should be aware of the deadlines.

درخواست‌کننده باید از مهلت‌ها آگاه باشد.

the requestor can track the status of their request.

درخواست‌کننده می‌تواند وضعیت درخواست خود را پیگیری کند.

we need to clarify the requestor's requirements.

ما باید الزامات درخواست‌کننده را روشن کنیم.

the requestor was satisfied with the service provided.

درخواست‌کننده از خدمات ارائه شده راضی بود.

all communications with the requestor should be documented.

تمام ارتباطات با درخواست‌کننده باید مستند شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید