resids

[ایالات متحده]/ˈrɛzɪdz/
[بریتانیا]/ˈrɛzɪdz/

ترجمه

n. روغن باقیمانده یا محصولات زائد; (Resid) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

resids only

فقط رسی‌ها

resids available

رسی‌های موجود

resids list

لیست رسی‌ها

resids report

گزارش رسی‌ها

resids access

دسترسی به رسی‌ها

resids management

مدیریت رسی‌ها

resids policy

سیاست رسی‌ها

resids program

برنامه رسی‌ها

resids requirements

الزامات رسی‌ها

resids services

خدمات رسی‌ها

جملات نمونه

the resids of the project were analyzed for efficiency.

باقی‌مانده‌های پروژه برای بررسی کارایی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

many resids can be repurposed for other uses.

بسیاری از باقی‌مانده‌ها را می‌توان برای کاربردهای دیگر دوباره استفاده کرد.

we need to manage the resids effectively to reduce waste.

ما باید باقی‌مانده‌ها را به طور مؤثر مدیریت کنیم تا ضایعات را کاهش دهیم.

the resids from the experiment provided valuable data.

باقی‌مانده‌های حاصل از آزمایش، داده‌های ارزشمندی را ارائه دادند.

understanding the resids is crucial for the next phase.

درک باقی‌مانده‌ها برای مرحله بعدی بسیار مهم است.

she collected the resids for further analysis.

او باقی‌مانده‌ها را برای تجزیه و تحلیل بیشتر جمع‌آوری کرد.

proper disposal of resids is important for environmental safety.

دفع مناسب باقی‌مانده‌ها برای ایمنی محیط زیست مهم است.

the resids were sorted into different categories.

باقی‌مانده‌ها در دسته‌های مختلف مرتب شدند.

they found innovative ways to utilize the resids.

آنها راه‌های نوآورانه‌ای برای استفاده از باقی‌مانده‌ها پیدا کردند.

monitoring the resids helps improve future projects.

نظارت بر باقی‌مانده‌ها به بهبود پروژه‌های آینده کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید