resizing

[ایالات متحده]/ˈriːsaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːsaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شکل فعلی حال است; برای تنظیم اندازه; برای بازگرداندن یک قطعه کار به ابعاد مورد نیاز

عبارات و ترکیب‌ها

resizing images

تغییر اندازه تصاویر

resizing windows

تغییر اندازه پنجره ها

resizing text

تغییر اندازه متن

resizing graphics

تغییر اندازه گرافیک ها

resizing elements

تغییر اندازه المان ها

resizing frames

تغییر اندازه قاب ها

resizing charts

تغییر اندازه نمودارها

resizing containers

تغییر اندازه ظرف ها

resizing layouts

تغییر اندازه طرح بندی ها

جملات نمونه

resizing the image improved its clarity.

تغییر اندازه تصویر باعث بهبود وضوح آن شد.

she is resizing the window to fit the screen.

او در حال تغییر اندازه پنجره برای متناسب کردن آن با صفحه نمایش است.

the software allows for easy resizing of graphics.

این نرم افزار امکان تغییر اندازه آسان گرافیک ها را فراهم می کند.

resizing the text made it easier to read.

تغییر اندازه متن باعث خواندن آن آسان تر شد.

he is resizing the video to optimize loading time.

او در حال تغییر اندازه ویدیو برای بهینه سازی زمان بارگذاری است.

we need to discuss resizing the project timeline.

ما باید در مورد تغییر اندازه جدول زمانی پروژه صحبت کنیم.

resizing the layout helped in organizing the content better.

تغییر اندازه طرح بندی به سازماندهی بهتر محتوا کمک کرد.

she prefers resizing images before uploading them online.

او ترجیح می دهد قبل از بارگذاری آنها به صورت آنلاین، تصاویر را تغییر اندازه دهد.

resizing the document can sometimes lead to formatting issues.

گاهی اوقات تغییر اندازه سند می تواند منجر به مشکلات قالب بندی شود.

he is resizing the canvas to create a larger painting.

او در حال تغییر اندازه بوم برای ایجاد یک نقاشی بزرگتر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید