fitting

[ایالات متحده]/ˈfɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات، مبلمان، اقلام خانگی
adj. مناسب، شایسته

عبارات و ترکیب‌ها

perfect fit

تناسب کامل

curve fitting

برازش منحنی

pipe fitting

اتصال لوله

data fitting

برازش داده

fitting curve

منحنی برازش

fitting room

اتاق پرو

hardware fitting

اتصال سخت افزاری

fitting out

تجهیز کردن

fitting up

نصب کردن

least squares fitting

برازش حداقل مربعات

lighting fitting

اتصال چراغ

fitting surface

برازش سطح

fitting system

سیستم برازش

جملات نمونه

sanitary fittings in a house

تجهیزات بهداشتی در یک خانه

He is fitting for the job.

او برای این کار مناسب است.

There is a window fitting in a casing.

یک نصب پنجره در قاب وجود دارد.

substantial fitting work is in contemplation .

انجام کار نصب و مونتاژ قابل توجه در حال بررسی است.

the wooden fittings were made of walnut.

قطعات چوبی از گردو ساخته شده بودند.

I'm going to a fitting tomorrow.

من فردا به یک امتحان می‌روم.

It was, in fine, a fitting end to the story.

در نهایت، پایان مناسبی برای داستان بود.

(f) fitout including blockwork, doors, windows, fittings and fittings;

(f) نصب و تجهیزات شامل بلوک‌گذاری، درب، پنجره، اتصالات و تجهیزات;

a loose-fitting robe of toweling

یک شنل گشاد از حوله

the main drawback of fitting catalytic converters is the cost.

معایب اصلی نصب کاتالیزورها هزینه است.

ensure metal fittings are electrically bonded to earth.

اطمینان حاصل کنید که اتصالات فلزی به طور الکتریکی به زمین متصل شده اند.

he started fitting uncontrollably.

او شروع به نصب غیرقابل کنترل کرد.

the fitting of new engines by the shipyard.

نصب موتورهای جدید توسط کارخانه کشتی سازی.

badly fitting shoes can rub painfully.

کفش‌های نامناسب می‌توانند به طور دردناکی ساییده شوند.

In this paper, a boat fitting shop in a boatyard is designed.

در این مقاله، یک کارگاه تجهیزات قایق در یک اسکله قایق‌سازی طراحی شده است.

This boat has a special instrument fitting round the pole.

این قایق یک نصب ویژه ابزار در اطراف قطب دارد.

نمونه‌های واقعی

I work with brides, and I do their fittings.

من با عروس‌ها کار می‌کنم و لباس‌هایشان را پرو می‌کنم.

منبع: Listening Digest

Do you wanna come do the fittings?

می‌خوای بیای پروها رو انجام بدی؟

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

Yes, the fitting room is right over there.

بله، اتاق پرو آن طرف است.

منبع: Travel English for Going Abroad

You're supposed to be fitting in.

فرض می‌کنید که باید جا بیفتید.

منبع: Lost Girl Season 2

So did he supervise the fittings?

پس او بر پروها نظارت داشت؟

منبع: Beauty and Fashion English

Our students should pay tribute, it is fitting.

دانشجویان ما باید ادای احترام بکنند، این شایسته است.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

Hi, Helen. -Hi. -How's the dress fitting?

سلام، هلن. -سلام. -پرو لباس چطور پیش می‌رود؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

The personal experiences that weren't fitting neatly into one box or the other.

تجربیات شخصی که به طور مرتب در یک دسته یا دیگری قرار نمی‌گرفتند.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2015 Collection

]I guess if you call it attraction at first sight, it's way more fitting?

]فکر کنم اگه بخوایم بگیم جذب در نگاه اول، خیلی بیشتر منطقیه؟

منبع: American English dialogue

Today, the debate continues over how well the gray wolf is fitting in at Yellowstone.

امروز، بحث در مورد اینکه گرگ خاکستری چقدر خوب در یلوستون جا می‌گیرد، ادامه دارد.

منبع: Gaokao Reading Real Questions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید