quickly responds
سریع پاسخ میدهد
immediately responds
بلافاصله پاسخ میدهد
positively responds
به طور مثبت پاسخ میدهد
promptly responds
به سرعت پاسخ میدهد
effectively responds
به طور موثر پاسخ میدهد
appropriately responds
به طور مناسب پاسخ میدهد
readily responds
به راحتی پاسخ میدهد
consistently responds
به طور مداوم پاسخ میدهد
negatively responds
به طور منفی پاسخ میدهد
silently responds
به طور ساکت پاسخ میدهد
she always responds quickly to emails.
او همیشه به سرعت به ایمیل ها پاسخ می دهد.
the teacher responds positively to student feedback.
معلم به بازخورد دانش آموزان به طور مثبت پاسخ می دهد.
he responds well to constructive criticism.
او به خوبی به انتقاد سازنده پاسخ می دهد.
the company responds to customer inquiries promptly.
شرکت به سرعت به درخواست های مشتریان پاسخ می دهد.
my dog responds to commands very well.
سگ من به خوبی به دستورات پاسخ می دهد.
the emergency services respond to calls for help.
خدمات اورژانس به تماس های کمک پاسخ می دهند.
she responds with enthusiasm to new ideas.
او با اشتیاق به ایده های جدید پاسخ می دهد.
the system responds to user input in real-time.
سیستم به طور همزمان به ورودی کاربر پاسخ می دهد.
he rarely responds to social media messages.
او به ندرت به پیام های رسانه های اجتماعی پاسخ می دهد.
the audience responds with applause after the performance.
تماشاچیان پس از اجرا با تشویق پاسخ می دهند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید