| جمع | responsories |
responsory prayer
نماز پاسخگویی
responsory chant
اجرای پاسخگویی
responsory song
آهنگ پاسخگویی
responsory text
متن پاسخگویی
responsory service
خدمت پاسخگویی
responsory reading
خواندن پاسخگویی
responsory liturgy
آیین پاسخگویی
responsory format
قالب پاسخگویی
responsory response
پاسخگویی
responsory structure
ساختار پاسخگویی
the choir sang a beautiful responsory during the service.
اجتماع گروهی از خوانندگان یک قطعهی موسیقی زیبا به نام رسپانسیوری را در طول مراسم اجرا کردند.
each responsory was carefully chosen to enhance the liturgy.
هر رسپانسیوری با دقت انتخاب شد تا به بهبود آیین مذهبی کمک کند.
the responsory echoed through the cathedral, captivating the audience.
رسپانسیوری در کلیسا طنینانداز شد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she practiced the responsory every day to prepare for the performance.
او هر روز رسپانسیوری را تمرین میکرد تا برای اجرا آماده شود.
in the concert, the responsory was a highlight of the evening.
در کنسرت، رسپانسیوری یکی از نقاط برجسته شب بود.
the responsory tradition dates back to the early centuries of christianity.
رسپانسیوری ریشه در قرنهای اولیه مسیحیت دارد.
they composed a new responsory for the easter celebration.
آنها یک رسپانسیوری جدید برای جشن عید پاک نوشتند.
the responsory was sung in latin, adding to its historical significance.
رسپانسیوری به زبان لاتین خوانده شد که به اهمیت تاریخی آن افزود.
he was moved by the emotional depth of the responsory.
او تحت تأثیر عمق احساسی رسپانسیوری قرار گرفت.
learning to sing a responsory requires both skill and dedication.
یادگیری خواندن رسپانسیوری هم به مهارت و هم به تعهد نیاز دارد.
responsory prayer
نماز پاسخگویی
responsory chant
اجرای پاسخگویی
responsory song
آهنگ پاسخگویی
responsory text
متن پاسخگویی
responsory service
خدمت پاسخگویی
responsory reading
خواندن پاسخگویی
responsory liturgy
آیین پاسخگویی
responsory format
قالب پاسخگویی
responsory response
پاسخگویی
responsory structure
ساختار پاسخگویی
the choir sang a beautiful responsory during the service.
اجتماع گروهی از خوانندگان یک قطعهی موسیقی زیبا به نام رسپانسیوری را در طول مراسم اجرا کردند.
each responsory was carefully chosen to enhance the liturgy.
هر رسپانسیوری با دقت انتخاب شد تا به بهبود آیین مذهبی کمک کند.
the responsory echoed through the cathedral, captivating the audience.
رسپانسیوری در کلیسا طنینانداز شد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she practiced the responsory every day to prepare for the performance.
او هر روز رسپانسیوری را تمرین میکرد تا برای اجرا آماده شود.
in the concert, the responsory was a highlight of the evening.
در کنسرت، رسپانسیوری یکی از نقاط برجسته شب بود.
the responsory tradition dates back to the early centuries of christianity.
رسپانسیوری ریشه در قرنهای اولیه مسیحیت دارد.
they composed a new responsory for the easter celebration.
آنها یک رسپانسیوری جدید برای جشن عید پاک نوشتند.
the responsory was sung in latin, adding to its historical significance.
رسپانسیوری به زبان لاتین خوانده شد که به اهمیت تاریخی آن افزود.
he was moved by the emotional depth of the responsory.
او تحت تأثیر عمق احساسی رسپانسیوری قرار گرفت.
learning to sing a responsory requires both skill and dedication.
یادگیری خواندن رسپانسیوری هم به مهارت و هم به تعهد نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید