restitutor rights
حقوق بازگرداننده
restitutor claim
ادعای بازگرداننده
restitutor obligation
تعهد بازگرداننده
restitutor action
اقدام بازگرداننده
restitutor principle
اصل بازگرداننده
restitutor status
وضعیت بازگرداننده
restitutor agreement
توافق بازگرداننده
restitutor process
فرآیند بازگرداننده
restitutor remedy
راه حل بازگرداننده
restitutor duty
وظیفه بازگرداننده
the restitutor must return the lost property to its owner.
بازگرداندن اموال گمشده به مالک آن وظیفه بازگرداننده است.
as a restitutor, you have a legal obligation to compensate the victim.
به عنوان یک بازگرداننده، شما این تعهد قانونی را برای جبران خسارت به قربانی دارید.
the court appointed a restitutor to handle the case.
دادگاه یک بازگرداننده برای رسیدگی به این پرونده منصوب کرد.
he acted as a restitutor for the stolen art pieces.
او به عنوان یک بازگرداننده برای قطعات هنری دزدیده شده عمل کرد.
the restitutor's role is crucial in resolving disputes.
نقش بازگرداننده در حل اختلافات بسیار مهم است.
she was recognized as a restitutor for her efforts in recovering lost items.
او به عنوان یک بازگرداننده به خاطر تلاش هایش در بازیابی وسایل گمشده مورد شناخت قرار گرفت.
the restitutor provided evidence to support the claim.
بازگرداننده مدارکی را برای اثبات ادعا ارائه داد.
in some cases, the restitutor may need to negotiate terms.
در برخی موارد، بازگرداننده ممکن است نیاز به مذاکره در مورد شرایط داشته باشد.
the restitutor's actions were praised by the community.
اقدامات بازگرداننده توسط جامعه مورد تحسین قرار گرفت.
being a restitutor requires a strong sense of ethics.
بازگرداننده بودن نیازمند حس اخلاق قوی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید