restoratives

[ایالات متحده]/[ˈrestərətɪv]/
[بریتانیا]/[ˈrɛstərətɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که سلامتی یا انرژی را باز می‌گردانند؛ یک درمان یا داروی مورد نظر برای بازگرداندن سلامتی؛ چیزی که حالت یا وضعیتی را که قبلاً وجود داشته باز می‌گرداند.

عبارات و ترکیب‌ها

restorative properties

خواص احیاکننده

restorative action

عمل احیاکننده

restorative effect

اثر احیاکننده

restoring restorative

احیای احیاکننده

restoratives market

بازار محصولات احیاکننده

using restoratives

استفاده از محصولات احیاکننده

restorative care

مراقبت‌های احیاکننده

restorative yoga

یوگای احیاکننده

restorative dentistry

دندانپزشکی ترمیمی

restorative justice

دادگاه‌های ترمیمی

جملات نمونه

the herbalist recommended several restoratives for his fatigue.

داروساز چندین ماده احیاکننده را برای رفع خستگی او توصیه کرد.

after the marathon, she sought out restoratives to replenish her energy.

پس از ماراتن، او به دنبال مواد احیاکننده برای تجدید انرژی خود بود.

the spa offered a range of restorative treatments for the body and mind.

اسپا طیف وسیعی از درمان‌های احیاکننده برای بدن و ذهن ارائه می‌داد.

he found restoratives in nature, like sunshine and fresh air.

او مواد احیاکننده را در طبیعت یافت، مانند آفتاب و هوای تازه.

a warm bath and a good book are simple, effective restoratives.

حمام گرم و یک کتاب خوب، مواد احیاکننده ساده و موثر هستند.

the company provided employee restoratives, including massages and yoga classes.

شرکت مزایای احیاکننده برای کارکنان ارائه می‌کرد، از جمله ماساژ و کلاس‌های یوگا.

she relied on restorative teas to combat the afternoon slump.

او برای مقابله با افت بعد از ظهر به چای‌های احیاکننده متکی بود.

the garden was a restorative space, filled with vibrant colors and scents.

باغ فضایی احیاکننده بود که با رنگ‌ها و عطرهای زنده پر شده بود.

regular exercise can be a powerful restorative for both physical and mental health.

ورزش منظم می‌تواند یک ماده احیاکننده قدرتمند برای سلامت جسمی و روانی باشد.

the restorative power of music helped him relax after a stressful day.

قدرت احیاکننده موسیقی به او کمک کرد تا بعد از یک روز پر استرس آرامش بگیرد.

she used restorative oils in her aromatherapy diffuser.

او از روغن‌های احیاکننده در دستگاه پخش رایحه درمانی خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید