| جمع | reticules |
vintage reticule
کیفدستی قدیمی
beaded reticule
کیفدستی نگیندار
silk reticule
کیفدستی ابریشمی
The black reticule sagged under the weight of shapeless objects.
کیف سیاه در اثر سنگینی اشیاء بیفرم آویزان شده بود.
She carried a small reticule to the party.
او یک کیف کوچک به مهمانی برد.
The reticule matched her outfit perfectly.
کیف به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
A reticule is a small handbag often used by women in the 19th century.
کیف یک کیف دستی کوچک است که اغلب توسط زنان در قرن نوزدهم استفاده می شود.
The reticule contained her essentials for the day.
کیف وسایل ضروری او را برای روز داشت.
She reached into her reticule to grab her lipstick.
او به داخل کیف خود رسید تا رژ لب خود را بردارد.
The reticule hung delicately from her wrist.
کیف به آرامی از مچ دست او آویزان بود.
The reticule was embroidered with intricate designs.
کیف با طرح های پیچیده گلدوزی شده بود.
Women in the Victorian era often carried reticules as a fashion statement.
زنان در دوران ویکتوریا اغلب کیف را به عنوان یک بیانیه مد حمل می کردند.
She opened her reticule to reveal a handwritten letter.
او کیف خود را باز کرد تا یک نامه دست نویس را نشان دهد.
The reticule dangled elegantly from her arm as she walked.
کیف به طور ظریف از بازوی او آویزان بود در حالی که او راه می رفت.
vintage reticule
کیفدستی قدیمی
beaded reticule
کیفدستی نگیندار
silk reticule
کیفدستی ابریشمی
The black reticule sagged under the weight of shapeless objects.
کیف سیاه در اثر سنگینی اشیاء بیفرم آویزان شده بود.
She carried a small reticule to the party.
او یک کیف کوچک به مهمانی برد.
The reticule matched her outfit perfectly.
کیف به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
A reticule is a small handbag often used by women in the 19th century.
کیف یک کیف دستی کوچک است که اغلب توسط زنان در قرن نوزدهم استفاده می شود.
The reticule contained her essentials for the day.
کیف وسایل ضروری او را برای روز داشت.
She reached into her reticule to grab her lipstick.
او به داخل کیف خود رسید تا رژ لب خود را بردارد.
The reticule hung delicately from her wrist.
کیف به آرامی از مچ دست او آویزان بود.
The reticule was embroidered with intricate designs.
کیف با طرح های پیچیده گلدوزی شده بود.
Women in the Victorian era often carried reticules as a fashion statement.
زنان در دوران ویکتوریا اغلب کیف را به عنوان یک بیانیه مد حمل می کردند.
She opened her reticule to reveal a handwritten letter.
او کیف خود را باز کرد تا یک نامه دست نویس را نشان دهد.
The reticule dangled elegantly from her arm as she walked.
کیف به طور ظریف از بازوی او آویزان بود در حالی که او راه می رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید