reticules

[ایالات متحده]/ˈrɛtɪkjuːlz/
[بریتانیا]/ˈrɛtɪˌkjulz/

ترجمه

n. یک کیف دستی کوچک یا کیف پول، اغلب با بند کشی

عبارات و ترکیب‌ها

small reticules

کیف‌های کوچک

fashion reticules

کیف‌های مد

vintage reticules

کیف‌های قدیمی

beaded reticules

کیف‌های نگین‌دار

decorative reticules

کیف‌های تزئینی

elegant reticules

کیف‌های شیک

classic reticules

کیف‌های کلاسیک

silk reticules

کیف‌های ابریشمی

handmade reticules

کیف‌های دست‌ساز

colorful reticules

کیف‌های رنگارنگ

جملات نمونه

she carried her essentials in delicate reticules.

او لوازم ضروری خود را در کیسه‌های ظریف حمل می‌کرد.

the artist designed beautiful reticules for the fashion show.

هنرمند کیسه‌های ظریف و زیبایی را برای نمایش مد طراحی کرد.

reticules have become a popular accessory in modern fashion.

کیف‌های دستی کوچک در مد امروزی به یک لوازم جانبی محبوب تبدیل شده‌اند.

she admired the intricate patterns on the reticules.

او به الگوهای پیچیده روی کیف‌های دستی کوچک علاقه داشت.

he found a vintage collection of reticules at the market.

او مجموعه‌ای قدیمی از کیف‌های دستی کوچک را در بازار پیدا کرد.

reticules can add a touch of elegance to any outfit.

کیف‌های دستی کوچک می‌توانند کمی از ظرافت را به هر لباسی اضافه کنند.

she designed a line of reticules inspired by nature.

او مجموعه‌ای از کیف‌های دستی کوچک را طراحی کرد که از طبیعت الهام گرفته بود.

many women prefer reticules for their compact size.

بسیاری از زنان کیف‌های دستی کوچک را به دلیل اندازه جمع و جورشان ترجیح می‌دهند.

reticules can be found in various materials and colors.

کیف‌های دستی کوچک را می‌توان در مواد و رنگ‌های مختلف پیدا کرد.

she received compliments on her stylish reticules.

او برای کیف‌های دستی کوچک شیک خود تحسین دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید