retraces

[ایالات متحده]/rɪˈtreɪsɪz/
[بریتانیا]/rɪˈtreɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مسیر همانند بازگشتن; به یاد آوردن یا مرور رویدادهای گذشته; به نقطه قبلی برگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

retraces steps

رد پای

retraces history

رد پای تاریخ

retraces path

رد مسیر

retraces journey

رد سفر

retraces events

رد رویدادها

retraces origins

رد ریشه ها

retraces movements

رد حرکات

retraces actions

رد اقدامات

retraces patterns

رد الگوها

retraces footsteps

رد گام‌ها

جملات نمونه

the detective retraces the steps of the suspect.

مامور پلیس مراحل طی شده مظنون را دوباره بررسی می‌کند.

she retraces her journey to find lost memories.

او سفر خود را برای یافتن خاطرات گمشده دوباره مرور می‌کند.

the historian retraces the events leading to the war.

تاریخ‌نگار وقایعی که به جنگ منجر شد را دوباره بررسی می‌کند.

he retraces his childhood to understand his current behavior.

او دوران کودکی خود را برای درک رفتار فعلی‌اش دوباره مرور می‌کند.

the artist retraces her artistic influences in her new work.

هنرمند تأثیرات هنری خود را در اثر جدیدش دوباره بررسی می‌کند.

the team retraces their strategy after the failure.

تیم استراتژی خود را پس از شکست دوباره مرور می‌کند.

he retraces the path he took to success.

او مسیری را که تا موفقیت طی کرد دوباره مرور می‌کند.

the author retraces the history of the ancient civilization.

نویسنده تاریخ تمدن باستانی را دوباره بررسی می‌کند.

she retraces her steps to find her lost keys.

او مراحل خود را برای یافتن کلیدهای گمشده‌اش دوباره مرور می‌کند.

the coach retraces the game to analyze the team's performance.

مربی بازی را برای تجزیه و تحلیل عملکرد تیم دوباره مرور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید