| جمع | retrials |
appeal for retrial
درخواست تجدید نظر
request for retrial
درخواست تجدید دادگاه
court-ordered retrial
تجدید دادگاه به دستور دادگاه
He petitioned for a retrial in camera.
او برای برگزاری مجدد دادگاه به صورت غیرعلنی درخواست کرد.
they called for a retrial on the grounds of the new evidence.
آنها برای برگزاری دادگاه مجدد به دلیل مدارک جدید درخواست کردند.
A retrial was necessary after the original trial ended with a hung jury.
پس از اینکه دادگاه اصلی با بینتیجهای به پایان رسید، برگزاری دادگاه مجدد ضروری بود.
Aiming at bring into effect excruciation to defendant, bourgeois are incessant development and perfect, establish no additional punishment resulting from retrial procedure.
با هدف اجرای شکنجه به متهم، بورژواها توسعه و کمال بی وقفه هستند، مجازاتی اضافی ناشی از روند بازرسی مجدد را تعیین نمی کنند.
The defendant was granted a retrial after new evidence emerged.
متهم پس از کشف مدارک جدید به برگزاری دادگاه مجدد موافقت شد.
The retrial of the controversial case sparked public interest.
برگزاری دادگاه مجدد پرونده جنجالی توجهات عمومی را برانگیخت.
The retrial process can be lengthy and complex.
فرآیند دادگاه مجدد میتواند طولانی و پیچیده باشد.
The retrial judge must ensure a fair and impartial hearing.
قاضی دادگاه مجدد باید اطمینان حاصل کند که یک دادرسی منصفانه و بیطرفانه برگزار شود.
The retrial verdict overturned the previous conviction.
نتیجه دادگاه مجدد حکم قبلی را لغو کرد.
The retrial was scheduled for next month.
برگزاری دادگاه مجدد برای ماه آینده برنامهریزی شده بود.
The retrial raised questions about the reliability of the initial verdict.
برگزاری دادگاه مجدد سوالاتی را در مورد قابلیت اطمینان از حکم اولیه مطرح کرد.
The retrial process allows for a review of all evidence.
فرآیند دادگاه مجدد امکان بررسی تمام مدارک را فراهم میکند.
The retrial was ordered by the higher court.
برگزاری دادگاه مجدد توسط دادگاه عالی دستور داده شد.
The retrial judge announced a recess in the proceedings.
قاضی دادگاه مجدد یک وقفه در جریان روند را اعلام کرد.
Early this year, he was granted the now-postponed retrial.
در اوایل امسال، برگزاری دادگاه مجدد به تعویق افتاده برای او اعطا شد.
منبع: VOA Standard May 2013 CollectionHe always maintains his innocence and was granted a retrial last year.
او همیشه بیگناهی خود را حفظ میکند و سال گذشته یک دادگاه مجدد برای او برگزار شد.
منبع: BBC Listening Collection April 2015The jury returned a not-guilty verdict at the retrial for David Duckenfiled.
در دادگاه مجدد برای دیوید دوکنفیلد، هیئت منصفه به گناهکار نبودن او رای داد.
منبع: BBC Listening December 2019 CollectionPedro Hernandez was convicted in a retrial of kidnapping and killing Etan Patz.
پدرو هرناندز در دادگاه مجدد به جرم آدمربایی و قتل اتان پاتز گناهکار شناخته شد.
منبع: BBC Listening Compilation February 2017The conviction was later thrown out on procedural grounds and a retrial ordered.
بعداً به دلیل مسائل رویهای، حکم به لغو شد و دستور برگزاری دادگاه مجدد صادر شد.
منبع: BBC Listening January 2015 CollectionHe was actually convicted. And in court today, he was undergoing one of the retrials.
او در واقع محکوم شد. و امروز در دادگاه، در حال گذراندن یکی از دادگاههای مجدد بود.
منبع: NPR News June 2019 CompilationIn the intervening two years, the political climate has changed and now a retrial has been ordered.
در طول این دو سال، فضای سیاسی تغییر کرده است و اکنون دستور برگزاری دادگاه مجدد صادر شده است.
منبع: BBC Listening February 2014 CollectionThe 85-year-old Mubarak still faces retrial on charges of complicity in the killing of protesters during the uprising.
موبارک 85 ساله همچنان با اتهام دست داشتن در کشته شدن معترضان در جریان شورش، با برگزاری دادگاه مجدد روبرو است.
منبع: AP Listening August 2013 CollectionAnd a long jail sentence has therefore been struck down. It will now be a retrial heard by a more senior official.
بنابراین، حکم زندان طولانی او لغو شده است. اکنون یک دادگاه مجدد توسط یک مقام ارشد برگزار خواهد شد.
منبع: BBC Listening September 2013 CollectionItaly's highest court has ordered a retrial for two American citizens who were convicted in the death of an Italian police officer.
بالاترین دادگاه ایتالیا دستور برگزاری دادگاه مجدد برای دو شهروند آمریکایی که به اتهام مرگ یک افسر پلیس ایتالیایی محکوم شده بودند، صادر کرده است.
منبع: AP Listening Collection March 2023appeal for retrial
درخواست تجدید نظر
request for retrial
درخواست تجدید دادگاه
court-ordered retrial
تجدید دادگاه به دستور دادگاه
He petitioned for a retrial in camera.
او برای برگزاری مجدد دادگاه به صورت غیرعلنی درخواست کرد.
they called for a retrial on the grounds of the new evidence.
آنها برای برگزاری دادگاه مجدد به دلیل مدارک جدید درخواست کردند.
A retrial was necessary after the original trial ended with a hung jury.
پس از اینکه دادگاه اصلی با بینتیجهای به پایان رسید، برگزاری دادگاه مجدد ضروری بود.
Aiming at bring into effect excruciation to defendant, bourgeois are incessant development and perfect, establish no additional punishment resulting from retrial procedure.
با هدف اجرای شکنجه به متهم، بورژواها توسعه و کمال بی وقفه هستند، مجازاتی اضافی ناشی از روند بازرسی مجدد را تعیین نمی کنند.
The defendant was granted a retrial after new evidence emerged.
متهم پس از کشف مدارک جدید به برگزاری دادگاه مجدد موافقت شد.
The retrial of the controversial case sparked public interest.
برگزاری دادگاه مجدد پرونده جنجالی توجهات عمومی را برانگیخت.
The retrial process can be lengthy and complex.
فرآیند دادگاه مجدد میتواند طولانی و پیچیده باشد.
The retrial judge must ensure a fair and impartial hearing.
قاضی دادگاه مجدد باید اطمینان حاصل کند که یک دادرسی منصفانه و بیطرفانه برگزار شود.
The retrial verdict overturned the previous conviction.
نتیجه دادگاه مجدد حکم قبلی را لغو کرد.
The retrial was scheduled for next month.
برگزاری دادگاه مجدد برای ماه آینده برنامهریزی شده بود.
The retrial raised questions about the reliability of the initial verdict.
برگزاری دادگاه مجدد سوالاتی را در مورد قابلیت اطمینان از حکم اولیه مطرح کرد.
The retrial process allows for a review of all evidence.
فرآیند دادگاه مجدد امکان بررسی تمام مدارک را فراهم میکند.
The retrial was ordered by the higher court.
برگزاری دادگاه مجدد توسط دادگاه عالی دستور داده شد.
The retrial judge announced a recess in the proceedings.
قاضی دادگاه مجدد یک وقفه در جریان روند را اعلام کرد.
Early this year, he was granted the now-postponed retrial.
در اوایل امسال، برگزاری دادگاه مجدد به تعویق افتاده برای او اعطا شد.
منبع: VOA Standard May 2013 CollectionHe always maintains his innocence and was granted a retrial last year.
او همیشه بیگناهی خود را حفظ میکند و سال گذشته یک دادگاه مجدد برای او برگزار شد.
منبع: BBC Listening Collection April 2015The jury returned a not-guilty verdict at the retrial for David Duckenfiled.
در دادگاه مجدد برای دیوید دوکنفیلد، هیئت منصفه به گناهکار نبودن او رای داد.
منبع: BBC Listening December 2019 CollectionPedro Hernandez was convicted in a retrial of kidnapping and killing Etan Patz.
پدرو هرناندز در دادگاه مجدد به جرم آدمربایی و قتل اتان پاتز گناهکار شناخته شد.
منبع: BBC Listening Compilation February 2017The conviction was later thrown out on procedural grounds and a retrial ordered.
بعداً به دلیل مسائل رویهای، حکم به لغو شد و دستور برگزاری دادگاه مجدد صادر شد.
منبع: BBC Listening January 2015 CollectionHe was actually convicted. And in court today, he was undergoing one of the retrials.
او در واقع محکوم شد. و امروز در دادگاه، در حال گذراندن یکی از دادگاههای مجدد بود.
منبع: NPR News June 2019 CompilationIn the intervening two years, the political climate has changed and now a retrial has been ordered.
در طول این دو سال، فضای سیاسی تغییر کرده است و اکنون دستور برگزاری دادگاه مجدد صادر شده است.
منبع: BBC Listening February 2014 CollectionThe 85-year-old Mubarak still faces retrial on charges of complicity in the killing of protesters during the uprising.
موبارک 85 ساله همچنان با اتهام دست داشتن در کشته شدن معترضان در جریان شورش، با برگزاری دادگاه مجدد روبرو است.
منبع: AP Listening August 2013 CollectionAnd a long jail sentence has therefore been struck down. It will now be a retrial heard by a more senior official.
بنابراین، حکم زندان طولانی او لغو شده است. اکنون یک دادگاه مجدد توسط یک مقام ارشد برگزار خواهد شد.
منبع: BBC Listening September 2013 CollectionItaly's highest court has ordered a retrial for two American citizens who were convicted in the death of an Italian police officer.
بالاترین دادگاه ایتالیا دستور برگزاری دادگاه مجدد برای دو شهروند آمریکایی که به اتهام مرگ یک افسر پلیس ایتالیایی محکوم شده بودند، صادر کرده است.
منبع: AP Listening Collection March 2023لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید