retrocession

[ایالات متحده]/ˌrɛtrəʊˈsɛʃən/
[بریتانیا]/ˌrɛtroʊˈsɛʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازگرداندن چیزی؛ فرآیند حرکت به عقب؛ بازگشت سرزمین

عبارات و ترکیب‌ها

retrocession agreement

توافقنامه بازپس‌گیری

retrocession risk

ریسک بازپس‌گیری

retrocession market

بازار بازپس‌گیری

retrocession clause

ماده بازپس‌گیری

retrocession payment

پرداخت بازپس‌گیری

retrocession model

مدل بازپس‌گیری

retrocession process

فرآیند بازپس‌گیری

retrocession terms

شرایط بازپس‌گیری

retrocession transactions

معاملات بازپس‌گیری

retrocession strategies

استراتژی‌های بازپس‌گیری

جملات نمونه

the retrocession of the territory was a significant event in history.

بازگشت قلمرو یک رویداد مهم در تاریخ بود.

many nations debated the implications of retrocession.

بسیاری از کشورها پیامدهای واگذاری را مورد بحث قرار دادند.

retrocession can lead to changes in local governance.

واگذاری می تواند منجر به تغییرات در حکومت محلی شود.

understanding retrocession is crucial for international relations.

درک واگذاری برای روابط بین‌المللی بسیار مهم است.

the retrocession agreement was signed in a formal ceremony.

توافقنامه واگذاری در یک مراسم رسمی امضا شد.

retrocession often involves complex legal negotiations.

واگذاری اغلب شامل مذاکرات حقوقی پیچیده می شود.

the retrocession process took several years to complete.

فرایند واگذاری چندین سال طول کشید تا تکمیل شود.

there were protests against the retrocession from local citizens.

اعتراضاتی از سوی شهروندان محلی علیه واگذاری وجود داشت.

experts analyzed the economic effects of retrocession.

متخصصان اثرات اقتصادی واگذاری را تجزیه و تحلیل کردند.

the retrocession of hong kong occurred in 1997.

واگذاری هنگ کنگ در سال 1997 رخ داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید