retrying

[ایالات متحده]/rɪˈtraɪɪŋ/
[بریتانیا]/rɪˈtraɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری از retry

عبارات و ترکیب‌ها

retrying connection

در حال تلاش مجدد برای اتصال

retrying request

در حال تلاش مجدد برای درخواست

retrying download

در حال تلاش مجدد برای دانلود

retrying operation

در حال تلاش مجدد برای عملیات

retrying login

در حال تلاش مجدد برای ورود

retrying process

در حال تلاش مجدد برای فرآیند

retrying action

در حال تلاش مجدد برای اقدام

retrying task

در حال تلاش مجدد برای انجام وظیفه

retrying upload

در حال تلاش مجدد برای بارگذاری

retrying settings

در حال تلاش مجدد برای تنظیمات

جملات نمونه

the system is retrying the connection to the server.

سیستم در حال تلاش مجدد برای اتصال به سرور است.

after a timeout, the application will start retrying.

پس از انقضای مهلت، برنامه شروع به تلاش مجدد خواهد کرد.

he kept retrying until he succeeded.

او تا زمان موفقیت به تلاش مجدد ادامه داد.

the program is retrying the download process.

برنامه در حال تلاش مجدد برای فرآیند دانلود است.

retrying the operation may resolve the issue.

تلاش مجدد برای انجام عملیات ممکن است مشکل را حل کند.

she is retrying her login after forgetting her password.

او پس از فراموش کردن رمز عبور خود در حال تلاش مجدد برای ورود است.

the device is automatically retrying to connect to wi-fi.

دستگاه به طور خودکار در حال تلاش مجدد برای اتصال به وای فای است.

we are retrying the test to confirm the results.

ما در حال تلاش مجدد برای انجام تست برای تایید نتایج هستیم.

retrying the command fixed the error.

تلاش مجدد برای اجرای دستور، خطا را برطرف کرد.

he was retrying the same strategy in hopes of a better outcome.

او در تلاش برای دستیابی به نتیجه بهتر، همان استراتژی را مجدداً امتحان می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید