revivable energy
انرژی قابل احیا
revivable resources
منابع قابل احیا
revivable project
پروژه قابل احیا
revivable system
سیستم قابل احیا
revivable economy
اقتصاد قابل احیا
revivable model
مدل قابل احیا
revivable concept
مفهوم قابل احیا
revivable strategy
استراتژی قابل احیا
revivable technology
فناوری قابل احیا
revivable approach
رویکرد قابل احیا
the project is revivable with additional funding.
پروژه با تامین مالی بیشتر قابل احیا است.
his career seemed revivable after the new opportunity.
به نظر میرسید پس از فرصت جدید، شغل او قابل احیا است.
some traditions are revivable through education.
برخی از سنتها از طریق آموزش قابل احیا هستند.
the old building is revivable with proper renovations.
ساختمان قدیمی با بازسازی مناسب قابل احیا است.
her enthusiasm for art is revivable with fresh inspiration.
اشتیاق او به هنر با الهام تازه قابل احیا است.
the team believes the strategy is revivable.
تیم معتقد است که استراتژی قابل احیا است.
with care, the relationship can be revivable.
با مراقبت، رابطه میتواند قابل احیا باشد.
old technologies can sometimes be revivable in new contexts.
فناوریهای قدیمی گاهی اوقات میتوانند در زمینههای جدید قابل احیا باشند.
his passion for music is revivable with practice.
اشتیاق او به موسیقی با تمرین قابل احیا است.
the ecosystem is revivable if we take action now.
اگر اکنون اقدام کنیم، اکوسیستم قابل احیا است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید