revolutionists

[ایالات متحده]/ˌrɛvəˈluːʃənɪst/
[بریتانیا]/ˌrɛvəˈluʃənɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از یک انقلاب حمایت می‌کند یا در آن شرکت دارد؛ انقلابی
adj. مربوط به انقلاب یا انقلابیون

عبارات و ترکیب‌ها

political revolutionist

جنبش سیاسی انقلابی

social revolutionist

انقلابی اجتماعی

revolutionist leader

رهبر انقلابی

revolutionist ideas

ایده‌های انقلابی

revolutionist movement

جنبش انقلابی

revolutionist spirit

روحیه انقلابی

revolutionist figure

چهره انقلابی

revolutionist ideology

ایدئولوژی انقلابی

revolutionist faction

گروه انقلابی

revolutionist struggle

مبارزه انقلابی

جملات نمونه

the revolutionist fought for the rights of the oppressed.

جنبشگر برای حقوق سرکوب‌شدگان جنگید.

many revolutionists believe in radical change.

بسیاری از جنبشگران معتقد به تغییرات رادیکال هستند.

the revolutionist inspired a generation of activists.

جنبشگر نسل جدیدی از فعالان را الهام بخشید.

she was a prominent revolutionist in her country.

او یک جنبشگر برجسته در کشورش بود.

the revolutionist's ideas spread quickly among the youth.

ایده‌های جنبشگر به سرعت در میان جوانان گسترش یافت.

he considered himself a revolutionist fighting against injustice.

او خود را یک جنبشگر می‌دانست که با بی‌عدالتی می‌جنگید.

revolutionists often face harsh consequences for their beliefs.

جنبشگران اغلب به دلیل باورهایشان با عواقب وخیم روبرو می‌شوند.

the revolutionist wrote extensively about freedom and equality.

جنبشگر به طور گسترده در مورد آزادی و برابری نوشت.

in history, many revolutionists have changed the course of nations.

در طول تاریخ، بسیاری از جنبشگران مسیر ملت‌ها را تغییر داده‌اند.

the revolutionist's legacy continues to inspire change today.

میراث جنبشگر همچنان امروز الهام‌بخش تغییر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید