revved up
گرم شده
revved engine
موتور در حال چرخش
revved bike
دوچرخه در حال چرخش
revved car
ماشین در حال چرخش
revved music
موسیقی در حال چرخش
revved spirits
روحیه در حال چرخش
revved crowd
جمعیت در حال چرخش
revved performance
اجرا در حال چرخش
revved heart
قلب در حال چرخش
revved passion
اشتیاق در حال چرخش
the engine revved loudly as the car accelerated.
موتور با صدای بلند روشن شد زیرا ماشین سرعت گرفت.
he revved the motorcycle before taking off.
او قبل از حرکت موتورسیکلت را روشن کرد.
she revved up her enthusiasm for the project.
او اشتیاق خود را برای پروژه افزایش داد.
the crowd revved up with excitement during the concert.
در طول کنسرت، جمعیت با هیجان زیاد شور و اشتیاق پیدا کردند.
the coach revved the team up for the final match.
مربی تیم را برای بازی نهایی آماده کرد.
he revved the engine to impress his friends.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش موتور را روشن کرد.
as the race started, the cars revved in anticipation.
همانطور که مسابقه شروع شد، ماشین ها در انتظار روشن شدند.
she revved her creativity to come up with new ideas.
او خلاقیت خود را برای ارائه ایده های جدید افزایش داد.
the mechanic revved the vehicle to check for issues.
مکانیک خودرو را برای بررسی مشکلات روشن کرد.
he revved up his gaming skills before the tournament.
او قبل از مسابقات مهارت های بازی خود را افزایش داد.
revved up
گرم شده
revved engine
موتور در حال چرخش
revved bike
دوچرخه در حال چرخش
revved car
ماشین در حال چرخش
revved music
موسیقی در حال چرخش
revved spirits
روحیه در حال چرخش
revved crowd
جمعیت در حال چرخش
revved performance
اجرا در حال چرخش
revved heart
قلب در حال چرخش
revved passion
اشتیاق در حال چرخش
the engine revved loudly as the car accelerated.
موتور با صدای بلند روشن شد زیرا ماشین سرعت گرفت.
he revved the motorcycle before taking off.
او قبل از حرکت موتورسیکلت را روشن کرد.
she revved up her enthusiasm for the project.
او اشتیاق خود را برای پروژه افزایش داد.
the crowd revved up with excitement during the concert.
در طول کنسرت، جمعیت با هیجان زیاد شور و اشتیاق پیدا کردند.
the coach revved the team up for the final match.
مربی تیم را برای بازی نهایی آماده کرد.
he revved the engine to impress his friends.
او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش موتور را روشن کرد.
as the race started, the cars revved in anticipation.
همانطور که مسابقه شروع شد، ماشین ها در انتظار روشن شدند.
she revved her creativity to come up with new ideas.
او خلاقیت خود را برای ارائه ایده های جدید افزایش داد.
the mechanic revved the vehicle to check for issues.
مکانیک خودرو را برای بررسی مشکلات روشن کرد.
he revved up his gaming skills before the tournament.
او قبل از مسابقات مهارت های بازی خود را افزایش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید