revving

[ایالات متحده]/ˈrɛvɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شتاب دادن یا افزایش سرعت (شکل حال استمراری rev)؛ ایجاد یک افزایش ناگهانی در مقدار یا فعالیت؛ چرخاندن یک موتور به سرعت؛ فعال‌تر کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

revving engine

صدای موتور در حال افزایش

revving up

در حال افزایش سرعت

revving sound

صدای افزایش سرعت

revving bike

موتور سیکلت در حال افزایش

revving car

موتور ماشین در حال افزایش

revving throttle

دریچه گاز در حال افزایش

revving motor

موتور در حال افزایش

revving up engine

موتور در حال افزایش سرعت

revving sports car

ماشین ورزشی در حال افزایش سرعت

revving noise

صدای افزایش سرعت

جملات نمونه

the engine was revving loudly in the garage.

موتور به شدت در گاراژ در حال افزایش سرعت بود.

he loves revving his motorcycle before a race.

او عاشق افزایش سرعت موتورسیکل خود قبل از مسابقه است.

the car was revving up as it approached the finish line.

ماشین در حال افزایش سرعت بود زیرا به خط پایان نزدیک می شد.

she could hear the revving of the cars from her house.

او می توانست صدای افزایش سرعت ماشین ها را از خانه خود بشنود.

the crowd cheered as the engines started revving.

با شروع افزایش سرعت موتورها، جمعیت تشویق کرد.

revving the engine, he prepared to take off.

با افزایش سرعت موتور، او برای شروع آماده شد.

the mechanic was revving the car to check its performance.

مکانیک برای بررسی عملکرد آن، ماشین را در حال افزایش سرعت بود.

as the race began, the revving filled the air.

با شروع مسابقه، صدای افزایش سرعت هوا را پر کرد.

he enjoyed the sound of revving engines at the track.

او از صدای موتورهای در حال افزایش سرعت در پیست لذت برد.

revving the engine too much can damage it.

افزایش سرعت بیش از حد موتور می تواند به آن آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید